X
تبلیغات
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • d/zibasazi' target='_blank'>فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
    فونت زيبا ساز
    شریف کشار

              فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
           

            "بسم الله الّرحمن الّرحیم"

     

                 "خش هندی"

      جهان کوه است وفعل ما،ندا 

     باز می گردد بسوی ما، صدا

    نظری بر نظر:

    تشریف فرمایی حضرتعالی را به وب خودتان ارج نهاده،

    اگرانتقاد و یا راهنمایی را لازم دانسته، ازتذکر دریغ

    نفرمائید که قطعا استقبال و مدنظر قرار خواهد گرفت.

    درنظردهی مختاربوده واجبارواصراری درکارنیست.

    حتما کلیه نظرات با دقت مطالعه می شود.

    اگربعضی دیدگاهها تایید نشده،به عدم توجه تفسیر نشود.

    ضمنا نظرات انتقادی کلا تایید وپاسخ داده میشود.



    تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 | 13:2 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

       "حکایات لطیف"

    حکایت:

    شخصی با بخیلی دوستی داشت . روزی به بخیل گفت :

    حالا که دارم مسافرت می روم، انگشتری خود را به من بده،

    آن را با خودم خواهم داشت وهر گاه آنرا نگاه کنم، تو را یاد

    خواهم کرد.

    بخیل جواب داد :که اگر مرا یاد داشتن می خواهی، هرگاه

    انگشت خود را خالی ببینی ،مرا یادکن که انگشتر از فلانی

    خواسته بودم ، نداد.


    حکایت :

    روزی شاعری تقصیری انجام داد، پادشاه به جلاد فرمود :

    او را روبه روی من گردنش بزن. لرزه بر اندام شاعرافتاد.

    یکی از ندیمان شاه گفت : این چه نامرد بی جگری است ،

    مردان گاهی این چنین نمی ترسند.

    شاعر گفت : ای ندیم، اگر تو مردی تو بیا بجای من بنشین،

    تا من برخیزم. پادشاه این نکته را پسندید وخندید وبخشید.



    تاريخ : شنبه سی ام فروردین 1393 | 5:16 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

     " کمی با هم بخندیم "

    <فهرست>

    مردی از دوستش پرسید:

    اگر بک روز به هاری مبتلا شوی چه کار می کنی؟

    جواب: فورا تقاضای قلم وکاغذ میکنم.

    سوال: برای نوشتن وصیت نامه؟

    جواب:  نه .برای نوشتن فهرست کسانی  که باید گازشان بگیرم. 

    <انتقال>

    زن : عزیزم، خیلی عجیبه! ازوقتی با تو شروع به صحبت کردم

    وخواسته هایم را برایت گفتم، سردردم از بین رفت.

    شوهر : از بین نرفته عزیزم، به من منتقل شده است.

    <شاه عباس>

    معلم: قبل ازشاه عباس اول چه کسی درایران سلطنت میکرد؟

    شاگرد: آقا،اجازه؟ ! شاه عباس صفر !!

    <آلودگی هوا>

    کلاغ : من طاووسم !!

    مرغ : پس چرا اینقدر سیاهی؟!

    کلاغ : آخه تازه از سر کار برگشته ام.!!



    تاريخ : شنبه سی ام فروردین 1393 | 3:34 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

      " انسان ها چهار گروه هسنتند "

    حکما گفته اند :

    انسان ها بر چهارگروه اساسی دسته بندی می شوند، بدین شرح:

    1- گروه اول : انسان هایی که آگاه هستند وخوشان نیز میدانند که

    دانا هستند. اینان عالمانی بوده که لازم است ازآنها بیاموزیم.

    2- گروه دوم: انسان هایی که آگاه هستند ولی خودشان از آگاهی

    خود اطلاع ندارند، اینان غافلانی بوده که لازم است آنان را آگاه کنیم.

    3- گروه سوم: انسان هایی که آگاهی نداشته و خودشان می دانند

    که آگاهی ندارند، اینان جوینده هستند به آنها کمک ویاری برسانید.

    4- گروه چهارم:انسان هایی که آگاهی ندارند وخودشان هم ازینکه

    نادانند بی اطلاع هستند.اینان نادانانی بوده که از آنها پرهیز کنید.

    که برهمین مصداق، ابن یمین شاعرخراسانی اشعاری سروده است:

    آنکس که بداند و بداند که بداند

    اسب خرد،از گنبدگردون بجهاند

    آنکس که بداند ونداند که بداند

    آگاه نمائید که بس خفته نماند

    آنکس که نداند وبداند که نداند

    لنگان خرک خویش به منزل برساند

    آنکس که نداند ونداند که نداند

    در جهل مرکب ابدالدهر  بماند


    تصور کردم اشعار ابن یمین خراسانی به دوران ایلخانی مربوط بوده و کمی

    تارخ گذشته شده وجنس تاریخ گذشته ضرررسان است. خودم بروزرسانی

    کردم تا دوستان با خیال راحت مصرف کنند .وبه حقیر دعای خیر..بدین شرح:

    آنکس که بداند وبداند که بداند

    توی رختخواب ور دل زنش بخوابد

    آنکس که بداند ونداند که بداند

    بذار تا آخرعمر احمق نادان بماند

    آنکس که نداند وبداند که نداند

    بذار چسبیده به پالان خرش بماند

    آنکس که نداند ونداند که نداند

    حیفه این جانور اصلا زنده بماند

                           "شریف"

    شریف هم رفت کفه مرگش بذارد وبخوابد

    تا قبل از اینکه حصرت عیال تشریف بیارد



    تاريخ : جمعه بیست و نهم فروردین 1393 | 0:35 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

     " خلایق هرچه لایق "

    حتما شنیده اید که میگویند: خداوند به هرکس،هرچیز لیاقتش را داشته باشد،

    می دهد.درکتاب مقدس ما نیزخداوند بارها به موضوع رزق وروزی اشاره 

    کرده و آن را در انحصار ذات خود  دانسته و زمانی که دقت کردم ،من هم

    راضی شدم به هرآنچه دارم: درفرهنگ ما نیزبه طرق  گوناگون اشاره  شده:

    چون :

    معرفت ،در گران است به هر کس ندهندش

    پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهندش

    یا بنوعی دیگر:

    کار هر بز نیست خرمن کوفتن    گاو نر میخواهد و مرد کهن

    و اینک بررسی من هم، موید موضوع بوده و لیاقت خود:

    خداوند آن روزی که دنیا را نهاده

    به هرکس هرآنچه لایق بوده،داده

    به بلبل  چهچهه ی مستانه  داده

    به طاووس هم جعبه شاهانه داده 

    به کبک حرکاتی  خرامانه داده

    به میمون زندگی برشاخه داده

    به جغد لانه اش در خرابه داده

    به شیر هم که قدرت  مردانه داده

    به "شریف" هم 40تومن یارانه داده.

                                                                "شریف"



    تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 | 22:46 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |
    نکته احتیاطی: هنگام مطالعه ،ازعیال غافل نشوید.رفع مسئولیت 

    "با اجازه حضرت شیخ اجل"

                 " لذت زن"

     منت خدای را عزوجل، که لذت زن را قند وعسل،که ازدواجش

    موجب وحشت است و به طلاق اندرش موجب رحمت.

    هرلنگه  کفشی که برسربیچاره مرد نازل می شود، مضر حیات

     است و چون مکرر موجب ممات.

      پس درهر لنگه کفشی دو ضربت موجود است وبرهر ضربتی،

    آخی واجب.

     از جسم و جان  کدام  مرد بر آید

     که درموج این ضربات،دوام آورد

     مرد، همان به، که به  وقت  نزاع

     عذر به درگاه  حضرت نساء آورد

     ورنه برضرب لنگه کفش هرروزه

     به درستی، حال دلش به جا  آورد

     ضربات چکشی ومتوالی  لنگه  کفش لا حسابش از راه رسیده

    و نفس مرد رنجور را بریده و آنوقت است که جیب شوهربیچاره

    را با قیچی به درآورده وحقوق شندرغازش را یکروزه بسرآورده.

     شوهر و نوکر و کلفت، همه در کاراند

     تا تو پولی به کف آری وماشین بخری

     شوهرت با کت وشلوارپرازوصله است

     شرط انصاف نباشد،که توماتیک بخری


    جهت رعایت اصل امانت داری :

    مطلب اصلی حضرت شیخ اجل درزیرارائه می گردد. ماخذ :شروع گلستان سعدی

                   بسم الله الرحمن الرحیم

    منت خدای راعزوجل که طاعتش موجب قربتست وبه شکراندرش مزیدنعمت،

    هرنفسی که فرومی رود ممد حیاتست وچون برمی آیدمفرح ذات. پس درهر

    نفسی دونععمت موجودست وبرهرنعمتی شکری واجب.

    از دست و زبان  که بر آید                     کزعهده شکرش بدرآید

    بنده همان به که زتقصیرخویش           عذربدرگاه خدای آورد

    ور نه سزاوار  خداوندیش                     کس نتواند که بجای آورد

    باران رحمت بی حسابش همه را رسیده وخوان نعمت بی دریغش همه جاکشیده

    پرده ناموس بندگان بگناه فاحش ندردو وظیفه روزی بخطای منکر نبرد.

    فراش بادصبا راگفته تا فرش زمردی بگستردودایه ابربهاری رافرموده

    تا بنات نبات درمهدزمین بپرورد.درختان را بخلعت نوروزی قبای سبز

    ورق دربرگرفته واطفال شاخ را بقدوم موسم ربیع کلاه شکوفه برسر

    نهاده.عصاره نالی بقدرت او شهد فایق شده وتخم خرمایی بتربیتش

    نخل باسق گشته.

    ابروبادومه وخورشیدوفلک درکارند         تاتو نانی بکف آری بغفلت نخوری

     همه ازبهرتو سرگشته وفرمانبردار       شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

     

     



    تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 | 19:6 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |


    عجایب هفتگانه جدید :
    عجایب هفتگانه جدید جهان عبارتند از:1- چیچن ایتزا درمکزیک 2- مجسمه مسیح
    دربرزیل 3- کولوسوم در ایتالیا 4- دیواربزرگ چین 5- ماچوپیچو در پرو 6- شهر
    باستانی پترا در اردن 7- تاج محل در هندوستان . واینک شرحی برهرکدام از آنها:


    Chichen Itza 3.jpg
    اطلاعات اثر
    چیچن ایتزا: اثری باستانی از تمدن مایا است که در کشورمکزیک واقع  شده‌است.
    کلمه چیچن ایتزا به معنی «در کنار دهانه چاه ایتزا» است که
    خود «ایتزا» احتمالاً
    درزبان مایاها به معنی جادو یا جادویی بوده‌است.
    این اثرجزو میراث جهانی یونسکو
     به‌شمار می‌رود.
    درسال ۲۰۰۷ میلادی، این اثربه‌همراه ۶ اثردیگر دریک رای‌گیری
    جهانی به‌عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید معرفی شدند. بسیاری ازباستان‌شناسان
    معتقدند چیچن ایتزا درحدود هزارسال پیش پایتخت یکی
    از پادشاهان مایاها به نام
    «تاپیلتزین چه کوئتزالکولت» بوده‌است.کاربرد

    این معبد تقدیم  قربانی به خدای باران مایاها، چاک، بوده است.قربانی کردن انسان
    نیزدراین معبد معمول بوده و بقایای  انسان های
    قربانی شده نیز در معبد یافت شده‌اند.
    محوطه چیچن ایتزا شامل چندین ساختمان سنگی است که قبلاً به‌عنوان قصر،معبد،
     حمام، مغازه و غیره به کار می‌رفته‌اند.مهمترین قسمت‌های آن عبارتند
    از(قلعه)
    مهمترین اثر این مجموعه، El Castillo 
    است که عبارتست ازهرمی پلکانی که
     ازهر چهارطرف دارای
    پله‌هایی تا بالای هرم است. این معبد، متعلق به خدای
    آسمان بوده است.معبد جنگجویان محوطه بازی سایر سازه هامعابد و سازه‌های
    دیگری نیزدرمحوطه اثر تاریخی چیچن ایتزا قراردارند.درزمین‌های این منطقه
     دوچاله بزرگ آب وجود دارد که به گمان باستان شناسان،مردم ساکن این منطقه
     ازٱن برای زندگی‌شان استفاده میکردند.

    نمایی از مجسمه مسیح در غروب

    مجسمه مسیح (انگلیسی: Christ the Redeemer)مجسمه مشهوری است
    که دربرزیل در شهرریو دوژانیروقرار دارد
    که مجسمه مسیح منجی است.این
    مجسمه با ۳۹.۶ متر بلندی در سال
    1926و در ارتفاع ۷۱۰ متری نوک  کوه
    کورکووادو ساخته شده‌ است.
    مجسمه مذکور حالت ایستاده  عیسی مسیح را در
     حالیکه دستان خود را
    کاملاً باز کرده‌است نشان می‌دهد که این حالت نشان دهنده
     پذیرش همه
    انسانها در آغوشش است.

    نمای بیرونی تماشاگاه باستانی کولوسئوم
    کولوسئوم (به انگلیسی: Colosseum) یک تماشاخانه بیضی‌وار در مرکزرم در
     ایتالیا است. این آمفی‌تئاتر بزرگترین از نوع  خود در امپراتوری  روم
    باستان بوده
     است.تعداد ردیف‌های صندلی آن به تعداد پنجاه هزارودارای 
    80در ورودی است.
     واژه کلوسئوم  به معنی «جایگاه بزرگ» نام  دیگر
    آن آمفی  تئاتر فلاویوسی  است.
    ساخت کولوسئوم توسط وسپاسیان امپراطور سالهای ۶۹ تا ۷۰ روم پایه گذاری شد،
     پس از آن پسرش تیتوس (Titus) در سال ۸۰ بعد از
    میلاد آنرا بنا کرد، که  نهایتاً
    توسط دومیتیان  برادر تیتوس به پایان رسید.

    کولوسئوم بعنوان اولین آمفی تئاتردائمی و ماندگارساخته شده درروم، درزمین‌های
     باتلاقی ما بین تپه‌های اسکوئیلین وکائلین واقع
    شده بود.دراین مجموعه امپراطوری
     روم شاهد فجیع‌ترین جنایات
    به شکل کشتار بردگان و مسیحیان بوده‌است نبردهای
     خونین برسر
    مرگ وزندگی گلادیاتورها یکی ازسرگرمی‌های روزانه امپراطوران
    و اشرافیان روم بوده‌است قدمت تاریخی و شکوه و جلال این عمارت از یک سو و
     کارآمدی آن برای اجرای نمایش و امکان کنترل جمعیت،
    از سوی دیگر، باعث شد
    این سالن یکی از بزرگترین بناهای معماری
    روم باستان به شمارمی‌رفت. پلان این
     مجموعه به شکل بیضی به
    قطرهای ۱۸۸ و ۱۵۶ مترزیربنای آن حدود ۶ جریب
     می‌باشد
    ارتفاع  آن تقریباً به اندازه یک ساختمان۱۵ طبقه می‌رسد (حدود۴۸متر)
    کف صحنه چوبی است و در زیر آن مجموعه‌ای از اتاقها و
    گذرگاهها برای عبور
     حیوانات  وحشی و سایر تدارکات لازم
    جهت راه اندازی و اجرای  نمایش  قرار
    گرفته‌است. تعداد ۸۰
    دیواربعنوان تکیه گاه برای طاق‌های گنبدی شکل، گذرگاهها،
    پلکان و ردیف‌های  صندلی، روی صحنه قرار گرفته‌ است.لبه بیرونی  طاق‌های
    متوالی باعث اتصال طبقات مختلف و
    پلکان بین آنها  به یکدیگر شده‌ است. نمای
    داخلی کولوسئوم
    (Coliseum) از بالا سه ردیف طاق‌های گنبدی شکل رودر
     روی ستون‌ها وسرستون‌ها قرارگرفته‌اند، درستون‌های
    طبقه اول سبک معماری
     سبک دوریکا،درطبقه
    دوم سبک ایونیک ،ودرطبقه سوم سبک قرنتی  که نزدیک
    به سبک کلاسیک یونان بود، به کار رفته‌است.این بنا به دلیل عبور و مرور آسان
     جمعیت به داخل و خارج میدان یکی از
    شاهکارهای  مهندسی  است در بالای این
    سه طبقه اصلی،
    طبقه زیرشیروانی شامل ستون‌های مستطیل شکل سبک قرنتی
    قرار دارد، فضای بین ستون‌ها با ۴۰عدد پنجره
    کوچک مستطیل شکل پرشده‌است.
     در قسمت بالا، دیوار
    کوب‌ها و بندگاههایی وجود دارد که تیرک‌هایی را که سایه
     بان‌ها به آنها آویزان است، نگه داشته‌اند.
    درساخت عمارت با دقت بسیاری ازانواع
     ترکیبات
    ساختمانی استفاده شده، برای فونداسیون از بتون وبرای ستون‌ها و طاق‌ها
     از سنگ آهک (تراورتن)
    استفاده شده، در ستون‌های بکاررفته برای دیواردو طبقه
     زیرین، از نوعی سنگ متخلخل به نام توفا
    استفاده شده‌است. برای طبقات فوقانی و
     اکثر طاق‌ها
    ازآجربتونی استفاده شده‌است.این اثرهم اکنون به عنوان یکی ازعجایب
    هفتگانه جدید به شمار می‌رود.

    GreatWall 2004 Summer 4.jpg
    اطلاعات اثر
    دیوار چین: طولانی‌ترین و بزرگترین سازه مهندسی تدافعی نظامی از لحاظ
    زمان ساخت درجهان است. این دیواردرنقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومترامتداد
     یافته‌است.تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل ازمیلاد بازمیگردد.
    حکومت وقت
    چین برای جلوگیری از حملات ملیت‌های شمالی، برجهای آتش
    برای خبررسانی و
     یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در
    ارتباط با دیوار و برروی آن
     ایجاد کرد. در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار
    وپاییز و کشورهای  جنگجو، میان
     دوک‌ها جنگ بر پا شد و کشورها با
    استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت  دیوار
     پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از
    میلاد، امپراتورچین شی هوان  پس از به وحدت
    رساندن چین، دیوارهای
    دوک‌ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ
     در مرزهای
    شمالی بر روی کوه‌ها در آمد. او می‌خواست با این کار از حملات
     دشمن
    به مراتع شمالی جلوگیری کند.
    در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر می‌رسید. در سلسله حان پس از
     سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ
    دو هزار واندی ساله
    چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار
    چین پرداختند.تا اینکه طول دیواربه
    ۵۰ هزار کیلومتر رسید.
    این میزان معادل گردش به دور کره زمین است.تصویری
     از دیوار چین در سال ۱۹۰۷ (میلادی)
    دیواری که امروزه قابل مشاهده است، دیوار
     متعلق به سلسله مینگ (۱۳۶۸ – ۱۶۴۴ م) است از غرب به دروازه «جایو گوان»
     دراستانگانسو چین و از شرق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائونینگ در شمال
    شرقی چین منتهی می‌شود و درمیان آن ۹ استان، شهر و ناحیه خود مختار به طول
    ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم آنرا دیوار طولانی می‌نامند.

    دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می‌شد از بیابان‌ها مراتع و
     لجنزارها عبور می‌کرد. کارگران طبق عوارض زمینی، ساختار متفاوتی برای
     ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می‌دهد. دیواربر
     مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته‌است. در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند
    دیده می‌شود. در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده‌اند. لذا دشمن به هیچ
    وجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود. دیوار چین معمولاً با آجرهای بزرگ و سنگ

    مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان
    ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار
    اسب کافی است و در یک ردیف
     عرض آن ۴-۵ متر است تا در
    زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود.
     طرف درونی
    دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می‌کند.
    درفاصله معینی سکوی دیواری و یا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده‌است.
     سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و
    استراحت سربازان است و در
     جنگ مخفیگاه بوده‌است. هنگامی
    که دشمن دست به حمله می‌زد برج‌های آتش
     روشن می‌کردند و
    سراسرکشورازحمله آگاه می‌شدند. اکنون مقاومت دیوارچین
    به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته‌است. اما زیبایی معماری مخصوص آن
     دیدنی است. زیبایی دیوار چین پر ابهت، و با
    عظمت است. از دور دیواری بلند
     و پر پیچ و خم بر روی کوه‌ها
    همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می‌خورد
    و صحنه‌ای
    شکوهمند ایجاد شده‌است. از نزدیک، دروازه‌های پر ابهت، دیوارها،
    سکوهای دیوار ی، برج‌های دیده بانی، برج‌های آتش
    هماهنگ با عوارض زمینی
     آکنده ازدلربایی هنری است.
    دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش
     دیدنی است.

    چینی‌ها می‌گویند «کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد، قهرمان نیست».

    80 - Machu Picchu - Juin 2009 - edit.jpg
    اطلاعات اثر

    ماچو پیچو: به معنی قلهٔ قدیمی، یک محوطه باستانی به جا مانده از آثاردورهٔ اینکاها
     می‌باشد که درارتفاع ۲٬۴۳۰ متری ازسطح دریا دردامنهٔ
    کوه در بالای درهٔ اوروباما
     در کشور پرو و در۷۰ کیلومتری شمال
    کوسکو قرار گرفته‌است.اغلب اوقات از آن
     به‌عنوان «شهر گمشدهٔ
    اینکاها» یاد می‌شود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته شده‌ترین نماد
    امپراتوری اینکاها می‌باشد.
    این شهردرحدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته‌شده و صدها سال پیش درزمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی‌ها متروک شده‌است. برای قرن‌ها فراموش شده‌بود و به جز عده‌ای از
     مردم محلی
    کسی از آن نامی به خاطر نداشته است. این اثر در سال 1911میلادی
     توسط هیرام بینگهام،تاریخ‌شناس آمریکایی
    به جهانیان معرفی‌شد. پس از آن، ماچو
     پیچو به یکی از
    مناطق جذب توریست تبدیل شد و درسال ۱۹۸۱ میلادی درفهرست
     آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در
    فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت
    رسید. این اثر هم
    اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.
    ماچو پیچو با دیوارهای سنگی جلا داده‌شده مطابق با معماری کلاسیک اینکاها ساخته
     شده‌است. اولین بنای این مجموعه
    این‌تی‌هوآتانا ،معبد خورشید که اتاقی با ۳پنجره ودر
    منطقه‌ای از ماچو پیچو که باستانشناسان آن را منطقهٔ مقدس می‌نامند، می‌باشد. درسال
     ۲۰۰۳ میلادی تعداد
    توریست‌های این شهر باستانی ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است.
    در سپتامبر ۲۰۰۷ میلادی، پرو و دانشگاه ییل به توافقی مبنی بر استرداد صنایع دستی
    برداشته‌شده از ماچو پیچو
    در اوایل قرن بیستم میلادی توسط هیرام بینگهام دست یافتند.

    PetraTreasury.JPG
    اطلاعات اثر

    پترا (به عربی: البتراء) شهری تاریخی در کشور پادشاهی اردن است که پایتخت
    حکومت باستانی نَبَطی‌ها بود. نبطیان از عرب‌های شمال
    جزیره به شمار می‌آمده‌اند
     و شاید نزدیکترین دولت‌های کهن به عرب
    حجاز نیز بوده‌اند. بیش تر نامهای رایج
    میان آنان به نامهای استفاده
    شده به هنگام ظهور اسلام شباهت داشته‌است، مانند :
     حارثه، ملیکه
    ، جذیمه، کلیب، وائل، مغیره، قصیّ، عدی، عائذ، عمر، عمیره،یعمر
    ، کعب، معن، سعد، مسعود، وهب اللات، تیم الله و علی.
    همچنین از سوی دیگر
     ترکیب لغت‌های آنان شباهت به ترکیب
    نحو عربی مشهور میان ما دارد.
    این شهر باستانی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر عمّان پایتخت اردن ودر غرب
    راه اصلی بین این شهر و بندر عقبه واقع شده‌است.
    این شهر تاریخی در سال
     ۲۰۰۷ به عنوان یکی ازعجایب هفتگانه
    جدید شناخته شد.
    پترا شهری است کامل که همهٔ آن در کوه و در تخته سنگهایی به رنگ گُل سرخ
    یا رنگ صورتی تراشیده شده‌است. از اینجاست
    که نام این شهر زیبا پترا نهاده
     شده‌است. کلمه پترا به زبان یونانی
    به معنی صخره است و چون این شهر باستانی
     تماماً در سنگ
    (صخره) کنده شده‌است آنراپترا نامیده‌اند.همچنین این شهرتاریخی
    و زیبا را به‌ خاطر گل سرخ  گون  بودنش به‌ نام
    المدینةالوردیة نیز نامیده شده‌است،
     در سال ۱۹۷۸ میلادی
    کتابی در این مورد نوشته شده‌است که از تاریخ بنای این شهر
    باستانی سخن می‌گوید،مؤلف نام کتاب را الأسرارالمَدینَةالوَردِیَة نامگذاری نموده‌است.
     نام قدیم این شهر سلع بود،
    یعنی صخره، رومیان نامش را به زبان خودشان ترجمه
    نموده‌اند. پترا در قرن اول قبل از میلاد و در عهد شاه غسانی حارث سوم درخشید.

    Taj Mahal Sunset Edit1.jpg
    اطلاعات اثر
    تاج‌محل : از پرآوازه‌ترین بناهای جهان و آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در
    نزدیکی شهر آگره و در200 کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع
    شده‌است
    و یکی از عجایب هفتگانه جدید دنیا به‌شمار می‌رود.
    این بنا به دستور شاه  جهان،
    پنجمین امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود
    همسر ایرانی‌تبارش،بنام ارجمندبانو
     بیگم مشهور به ممتاز محل که در سال
    1631 م در سفری جنگی به‌ هنگام  وضع
     حمل  فوت  کرد بنا شده‌ است.
    خود شاه‌جهان نیز بعدتر در همان‌جا به خاک سپرده شد.
    همانطور که مشخص است، نام این  بنا، ایرانی است. این ساختمان بر پایه مخلوطی از
     معماری ایرانی، هندی و اسلامی بنا شده‌است ودرساخت آن
    20000هنرمند و معمار
     از نقاط مختلف آسیا به‌خصوص ایران، شبه قاره
    هند، آسیای میانه و آناتولی شرکت
    داشته‌اند.
    آغاز  ساخت  تاج‌ محل سال ۱۶۳۲م (۱۰۴۲ ش)  بوده و در سال ۱۶۴۷م
     (۱۰۵۷ ش)  تکمیل شده‌ است.احمد  لاهوری و برادرش  استاد  حمید  لاهوری
     (سده یازدهم هجری)
    سرمعماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان بوده‌اند.
     در برخی
    متون نیز از عیسی خان شیرازی و امانت خان شیرازی طغرانویس،
    که هر دو ایرانی  بوده‌اند نام  برده شده‌ است، که  گویا  خوشنویسی
     کتیبه‌های در و دیوارهای تاج‌محل به امانت خان واگذار شده‌بوده‌است.


    تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 | 23:31 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |


    عجایب هفتگانه جهان باستان :
    عجایب هفتگانه جهان باستان عبارتند از:

    1- هرم بزرگ جیزه (اهرام ثلاثه ) 2- باغ های معلق بابل

    3- معبد(نیایشگاه ) آرتمیس 4- مجسمه (تندیس ) زئوس

    5- آرامگاه هالیکارناسوس 6- غول رودس 7- فانوس

    دریائی اسکندریه. واینک شرحی کوتاه برهر یک از آنها:

    ا - هرم بزرگ جیزه :اهرام ازبزرگترین وبا شکوهترین سازه های برجای مانده

    ازتمدن مصرباستان هستند که نماد تمدن مصربه شمار می رود.

    تاکنون 128 هرم شناسایی شده که اکثر آنان آرامگاه فراعنه وهمسرانشان درآن

    دوره است.اولین هرم ساخته شده، درسقاره مصر ودرشمال غربی ممفیس قرار
    دارد. قدیمی ترین هرم نیز هرم "جوزر" است :که آرامگاه فرعون جوزر است.
    نامدارترین هرم های مصری، مجموعه اهرام جیزه بوده که درفاصله سال های
      2561 تا2581  قبل ازمیلاد ساخته  شده  که  در منطقه  جیزه درحومه قاهره
    قراردارد. این اهرام  بزرگترین  سازه ساخته شده  درتاریخ  بشریت است.
    این اهرام سه گانه شامل: هرم بزرگ خوفو - هرم خفرع  وهرم منکورع هستند.

    این بنا تنها اثر بازمانده ازمیان عجایب هفتگانه جهان باستان است.


    2- باغ های معلق بابل:یاباغهای معلق سمیرامیس بابل یکی ازعجایب هفتگانه
    باستان که در600قبل ازمیلاد دراستان  بابل درعراق  کنونی  و به  دستور
    بخت النصر پادشاه  بابل  ساخته  شد. اگرچه در کتیبه های  بابلی ازوجود این
    باغ  مطلبی ذکرنشده است.درطول قرن ها  این منطقه  با  باغ های  نینوا در
    آمیخته است. در حکاکی های موجود چدرآن نواحی روش های انتقال آب
    رودخانه فرات به ارتفاعی  که  جهت  این باغها نیازبوده آورده شده است.
    باغهای بابل برای شاد کردن همسر بخت النصرکه  بیماربود، ساخته  شده است
    . " آمیتیس " دختر ایشتویگو و نوه هوخشتره  پادشاه  ماد  با بخت النصر
    ازدواج کرد تا ما بین دو قوم صلح برقرار گردد.آمیتیس ازماد  که سرزمینی
    سرسبز وکوهستانی و پوشیده ازجنگل  بوده آمده  بود.
    بابل منطقه مسطح وفلاتی خشک بود که دلیل بیماری آمیتیس می دانستند که
    دلیل دستور ساخت باغ  توسط  بخت النصر نیز همین می دانند. باغ  معلق ،
    بدین معنا نبوده که باغ  بوسیله طناب یا ریسمان نگه وبهم متصل  بوده اند.
    بلکه  ترجمه غلط  کلمه تراس یا بالکن بوده ،زیرا استرابو درقرن اول قبل
    ازمیلاد به  آن اشاره  می کند.باغها برروی تراسها درطبقاتی روی همدیگر
    قرار داشتند وهرکدام دارای ستونی سنگی مکعبی توخالی بوده که با درخت
    پوشیده شده است. تحقیقات اخیر منجربه یافتن  بقایای  ستونها  شده است.

    این باغها درقرن اول قبل ازمیلاد براثر طوفان شن ویران واز بین رفته است.


    3- معبد (نیایشگاه) آرتیمیس:سومین عجایب هفتگانه جهان باستان است.
    این معبد ، بنایش درسال 550 قبل از میلاد درترکیه کنونی ساخته شده است.
    این  نیایشگاه هم اکنون درنزدیکی شهرسلجوق وجزو بناهای تاریخی افسوس
    محسوب می گردد.این معبد یا نیایشگاه در شهر افسس(افسوس) در50 کیلومتری
    شهر ازمیر ترکیه واقع است.این معبد بعنوان زیباترین بنای روی شناخته شده و
    به همین دلیل هم در میان عجایب  هفتگانه قراردارد.بررسی انجام شده بر روی
    زیربنای باقیمانده ،تاریخ ساخت این اثر را قرن هفتم قبل ازمیلاد مشخص کرده اند.
    این بنا به نام  معبدبزرگ مرمرین نیز شهرت دارد.ساخت معبد توسط  قارون
    پادشاه لیدی به کرسیفون معمارشهیریونانی سفارش داده شد. معبد را با مجسمه های
      برنزی  زیبا  که توسط ماهرترین مجسمه سازان آن زمان  نظیر: فیدیاس،
    فرادمون ،پلی کلیتوس وکرسیلاس ساخته شد، تزئین شده بود.
    علاوه برآن معبد پر بوده از جواهراتی که توسط بازرگانان ،جهانگردان و
    پادشاهانی که ازاین محل دیدن کرده وبعنوان احترام این هدایا تقدیم کرده اند.
    باستان شناسان  درکاوش ها  به تعدادی از هدایا  شامل مجسمه های  طلا،
    جواهرات  تزئینی ،گوشواره و گردنبند  دسترسی  پیدا  کرده اند.
    درسال 365 قبل ازمیلاد فردی بنام هروسترانوس با هدف جاودانه کردن
    نام خود درتاریخ اقدام به آتش زدن معبد کرد که توسط  پیروان  آن  آئین
    بازسازی شد. مجددا در سال 262 قبلازمیلاد ،معبد توسط قبیله گوت
    به آتش کشیده و ویران گردید.

    4

    4- مجسمه زئوس: این تندیس به نام خدای یونان در المپیا یکی از عظیم ترین


    مجسمه های جهان وازعجایب دوران باستان بوده است. المپیا دردوران باستان

    مرکزمذهبی درجنوب غرب یونان محسوب می شده است. ازسال 456 تا

    466 قبل ازمیلاد ساخت معبد بطول انجامید ودرسال435 قبل ازمیلاد نیز
    مجسمه زئوس ساخته شد.معبد بنایی شش گوش که با سنگ های آهکی ساخته شد.
    مجسمه زئوس توسط  فیدیاس تندیس ساز معروف آتنی درحدود 435 قبل
    ازمیلاد ساخته شد.این مجسمه ساز،مجسمه خدای آتنا هم برای معبد پارنتون
    نیز ساخته است.بدن این مجسمه ازعاج فیل و ردا وموها و ریش آن ازطلا
    وپوشش  لباس ازورقه هایی از طلا ونقره ساختند. ارتفاع  مجسمه 12 متر
    بوده واین ارتفاع به سقف  معبد می رسیده  که می خواسته اند  اقتدارو
    نیرومندی زئوس را نشان دهند.طول معبد زئوس 64 متر بوده که دارای
    72 ستون بیرونی معبد به سبک معماری کهن یونانی وبصورت توپر ساخته اند.
    درمورد ویرانی این معبد روایت های  مختلفی وجود دارد  که صحت و سقم
    هیچ  کدام بصورت متفق نمی باشد.1- درزمان انتقال مجسمه به قسطنطنیه 
    بدلیل  بی احتیاطی درآتش سوزی که درکاروان حمل کننده بوجود آمد از بین
    رفت. 2- درآتش سوزی که درخود معبد اتفاق افتاد، مجسمه طعمه حریق شده
      و نابود گردید.3- درقرن اول میلادی  کالیگولا امپراطورروم تصمیم  گرفت
    مجسمه را به روم  ببرد که  هنگام  جابجایی ازروی داربست سقوط  کرد و
    متلاشی گردید. 4- هنگامی که  تئودوسیوس دوم درسال426  میلادی  پایان
    بازیهای المپیک را اعلام کرد تا کلیه ساختمانها و متعلقات موجود در المپیا
    ویران وبسوزانند. 5- درزلزله ویرانگر سال 522 میلادی ویران گردید.


      5- آرامگاه هالیکارناسوس :این آرامگاه که یکی از عجایب هفتگانه  جهان
    باستان است.اینبین سال های 353 تا 350 قبل ازمیلاد برای ماسول پادشاه
     کاریا وساتراپ هخامنشی ساخته شد. زمان ساخت  آن در دوره سلطنت
    اردشیر سوم برمنطقه است وبانی آن همسرو خواهر ماسول، آرتمیس دوم
    بوده  که پس ازمرگ  ماسول  توسط معماران  یونانی طراحی گردید.محل
    ساخت آرامگاه هالیکارناسوس  منطقه  بودروم  درترکیه امروزی  بوده  که
    خرابه های آن وجود دارد. آرامگاه آرتمیس نیز درهمین ساختمان قراردارد.
    از آوازه وشهرت این سازه ،همین بس که واژه mausoleum. دردوران
    بعدی ازروی نام  ماسول اقتباس شده و به آرامگاه های کشوری درانگلیسی
    و سایرزبان های  اروپایی اطلاق گردید، در زبان فرانسه موزویه می گویند.
    آرتمیس جهت  ساخت  بنا ،ازسراسر یونان  معماران  مجرب و مشهور را
    شناسایی و درنهایت هم دونفرازمعماران مجرب  بنام های: سانیروس و بیتس
    انتخاب کرد.ارتفاع آرامگاه  45 متر بوده  که قسمت پایین ،مکعب شکل و بر
    روی هر کدام  از 4 دیواری اصلی  مجسمه هایی  به شکل  خدایان و فرشته
    های یونانی و در پایین ساختمان یک هرم مرمرین وسفیدرنگ همراه با مردی
    که سوار بر اسب (احتمالا موسول ) .این آرامگاه  توسط  مسیحیان متعصب

    ویران شد. باقیمانده  بنا نیز درسال 1494 میلادی توسط  سیل  ویران واز بین رفت .


    6- غول رودس : این بنا جزو عجایب هفتگانه دوران باستان بوده ونام
    مجسمه ای است ازهلیوس ،خدای خورشید که به قولی در وردی  بندر
    شهر رودس در یونان قرار داشته است.این تندیس علیرم اینکه  تنها
    56 سال پا برجا بوده  ،بعنوان یکی ازعجایب هفتگانه شناخته شده.
    بگفته تاریخ نگاران  ،این تندیس عظیم حتی در زمانی که بر رو ی زمین
    افتاده بود هم بسیار شگفت انگیز بوده  وحتی  بالاترین ارزش آن، نماد
    اتحاد مردم رودس نیزبشمارمی رفته است.
    ساخت مجسمه  12 سال طول کشید ودر سال 282 قبل لزمیلاد به پایان رسید.
    تندیس سالها در ورودی بندر پابرجا بود تا اینکه زمین لرزه شدیدی در

    سال 226 قبل ازمیلاد به شهررودس آسیب فراوان زد وغول رودس ازبین رفت.


    7- فانوس دریایی اسکندریه : این بنا یکی از عجایب جهان باستان بوده که به
    شکل برجی درشهر اسکندریه مصر قرارداشته است.
    شهر اسکندریه درغربی ترین دلتای نیل توسط  اسکندر پایه گذاری شد.
    شاه مقدونی  قصد داشت با تاسیس این شهر،فرهنگ واقتصاد یونانی را در
    مصر رواج دهد. ضمنا  این شهرکانون بازرگانی وبندر عمده ومهم شود.
    اسکندر دستور داد برفراز یک صخره  دریایی در جزیره  فاروس  که  در
    جلو شهر قرار داشت ،یک برج روشنایی بسازند که بزرگتر وبلندتر از
    تمامی برج های دریایی که تا آن زمان ساخته شده بود.
    فانوس اسکندریه برجی بوده  که بر بالای آن  آتشی  بوده  تا  شبها راهنمای
      ملوانان  برای رسیدن به بندر باشد.
    این برج درجزیره کوچک فاروس بنا شده بود واز اینجاست که  کلمه
    فاروس با  تلفظی  دیگر فانوس بمعنای چراغ دریایی  برای این  نوع 
    ساختمانها اطلاق می گردد.
    برج دریایی اسکندریه پس از مرگ اسکندر توسط  جانشین او ، شاه
    بطلمیوس دوم  به وسیله معماری بنام سوسترات درسال304 قبل میلاد
    شروع و در سال 247 قبل ازمیلاد  تکمیل  گردید.ارتفاع  برج ،ارتفاعی
    باور نکردنی یعنی  272 متر ذکر کرده اند.ولی زمانی که اعراب ده قرن
    بعد توانستند قدم به مصر بگذارند .گفته اند که بلندی ویرانه برج 16 متربود.
    زیربنای برج  بطول وعرض 30در 30 متر وبا ارتفاع 71 متر که هرچه
    به بالاتر میرفته ازقطر کاهش می یافته است.بر بالای  سکو  بخش دوم که
    ساختمانی 8گوش به ارتفاع 34متر وقسمت انتهایی  برج 9 متری  بالای
    گنبد قرارداشته است.
    تاسیسات روشنایی برج ،خبلی قوی بوده ودر آن صمغ  درخت وروغن
    می سوزانده است. یک آیینه بزرگ مقعر نیز نور را می تابانده است.
    این بنا بر اثر زلزله ویرانگر اسکندریه از بین رفت.
                                                                             
                                                 

    تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 | 23:12 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    تاریخ ایران (خلاصه تر از خلاصه) قسمت 6


    قراردادهای ننگین (واگذاری خاک ایران)

    درقسمت های قبل سلسله های حکومتی ایران را بطور خلاصه بیان گردید.

    اکنون به چند قرارداد مهم که منجر به جدایی اراضی بسیاری از خاک پهناور

    ایران از بدنه کشور گردید. این قراردادهای ننگین وظالمانه و یکطرفه که بر اثر

    بی کفایتی وبی لیاقتی شاهان حاکم بر ایران منعقد گردید.

    در این میان سلسه قاجار سرآمد بی لیاقتی وبی کفایتی حاکمان  بوده است.

    عهدنامه گلستان :

    این عهدنامه درتاریخ 29 شوال 1228 قمری (1812 میلادی ) بین ایران وروسیه

    در 11 فصل منعقد گردید. جدای از موارد مندرج درمفاد این قرارداد که به ضرر

    ایران بوده است، دراینجا به مناطقی که طبق این قرارداد از ایران جداشد،عبارتنداز:

    آذربایجان - ارمنستان - داغستان - گرجستان - قسمت های شمالی رود ارس -

    قره باغ - گنجه - شکی - شروان - قوبا - دربند و هرجا از ولایات تالش که در

    تصرف روسیه قرار دارد. مناطق بالا از ایران جدا وضمیمه خاک روسیه گردید.

    عهدنامه ترکمانچای (ترکمنچای) :

    این قرارداد درتاریخ اول اسفند 1206 هجری قمری (21فوریه 1828 میلادی )

    پس از پایان دوره دوم جنگ های ایران وروسیه بین دو کشور منعقد گردید.

    این عهدنامه درزمان فتحعلی شاه قاجار منعقدگردید که نماینده ایران را :

    میرزاعبدالحسن خان وآصف الدوله ونماینده روسیه ایوان باسکویچ بود.

    طبق این قرارداد : قلمروهای باقیمانده از معاهده گلستان در قفقاز شامل:

    خانات - ایروان - نخجوان وگنجه وخانات متصرفه اشغالی به روسیه

    واگذارگردید. وایران حق کشتیرانی در دریای خزر را ازدست داد.

    ضمنا مقررگردید ایران 5 میلیون تومان به روسیه غرامت بپردازد.

    معاهده آخال :

    این معاهده میان روسیه وایران درتاریخ 20 شهریور1260 هجری قمری

    (21سپتامبر1881 میلادی) جهت تعیین مرزهای دوکشور درمناطق ترکمن

    نشین شرق دریای خزرمنعقد گردید.

    این پیمان در شرایطی بسته شد که روسیه قبلا تا سال 1863 میلادی اطراف

    آرال - سمرقند - تاشکند را متصرف شده وبخارا ومناطق آن درسال 1868

    میلادی متصرف شده بودند وبا این معاهده آن را تثبیت نمودند.

    معاهده پاریس :

    این معاهده فی ما بین ایران و انگلیس درسال 1857 میلادی برسرمسئله هرات

    منعقدگردید.

    براین اساس انگلیس با خروج ازبخش هایی از جنوب (بنادر خرمشهروبوشهر)

    وجزایر جنوب (که قبلا با همین ترفند اشغال کرده بود) خارج گردد و ایران نیز

    از ادعای خود بر مالکیت هرات چشم پوشی وهرات به افغانستان الحاق وایران

    موجودیت افغانستان را به رسمیت بشناسد.

    اضافه بر قراردادهای بالا قراردادها وامتیازات بسیاری نیز بوده است که به

    بیگانگان واگذار گردیده است که به چند نمونه اشاره میگردد:

    قرارداد 1919 میلادی با انگلستان

    قرارداد 1921 میلادی با شوروی

    امتیازنامه رویتر با تبعه انگلستان

    قرارداد دارسی با تبعه انگلستان

    امتیاز خوستاریا با تبعه روسیه

    امتیاز انحصار توتون وتنباکو با تالبوت انگلستان

    قرارداد لاتاری

    قرارداد امتیاز کشتیرانی در رود کارون

    امتیازراه آهن جلفا به قزوین

    امتیاز استخراج معادن ایران 

    اینها نمونه مشتی از خروار امتیازهای بخشش به بیگانگان ازسرمایه ملی است.



    تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 22:32 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    "عقل ما فروشی نیست"

    داده ایمیل رفیقی رند ،داده زنهار و بمن گفت

    چه گشته برعقلت! که عقل فروشی، به مفت

    عجولانه مگیر تصمیم.چرا؟اکنون بدین زودی

    خودت دانی که، عقل فروشی یاکه ماهی دودی

    فروختی، ضرر کرده ،هر آن کس که بفروخته

    مثال کبریتی به خرمن، به آنی مالت بسوخته

    دیوانه نبوده است عقلت ،شاید کمی مست

    مستی می پرد،اگر زنجیری به پایش بست

    بگفتا: بیا صبر کن کمی، ای عاشق اهل دل

    دراین دنیا کس زصبر کردن، نگردیده خجل

    گیریم که این عقل ندانسته که چگونه نانت دهد

    توانسته به هرجمع و مجلسی،آوازه ونامت دهد

    تو میدانی اگر عقل برداری از کله سر

    چه فرقی دارد، دگر آن کله، با کله خر

    زبهرآنکه فرقی گذارم بین کله خود باکاسه خر

    عقلم را فروشی ندانم،تا ابد بماند در تاسه سر

                                                                            " شریف "



    تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 20:25 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    طنز در کلام مشاهیر


    " توصیه برنارد شاو "

    روزی زنی سمج جلو برنارد شاو را گرفت و با سماجت پرسید :

    برای معروف شدن چگونه باید نوشت ؟

    برنارد شاو فورا وبدون معطلی پاسخ داد :

    از راست به چپ.



    تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 17:59 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    طنز در کلام مشاهیر


     " زوال زبان فرانسه  "

    در آکادمی ادبیات فرانسه ، سخنران پیری با احساسات توام با

    عصبانیت و با صدایی بلند همراه با تکان دادن دستهایش گفت:

    زوال زبان فرانسه از تاریخ 1769 آغاز شد.

    در این هنگام ویکتور هوگو که یکی از حاضران بود برخاست و با

    لحن بسیار جدی گفت :

    لطفا ساعت دقیق آن را هم اعلام بفرمائید، متشکرم.




    تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 17:43 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |
        اکازیون :عقل فروشی

    دیدم با این عقل، هر لحظه در زندگی گیر کنم

    با این عقل من، نشاید شکم گرسنه سیر کنم

    ای عقل ،سالم است وخوب، نمیخورد به درد درآوردن نون

    چنان پرتوان و آکبند، خصوصا واسه پیشرفت میدهد جون 

    شاید من ندانستم عملکردش، کاتالوگ خوندم زیر و روش 

    نتونستم بهر نون در آوردن وراهش، چیزی دربیارم از توش

    خداوند اگر دردی دهد، خودش هم درمان دهد

    حتما نانی هم به ما دهد، وقتی که دندان دهد

    این عقل با من نساخته ، همه شده دردسر

    مشتری بیاد جلو، آتیش زدم به مالم، بیا ببر

                                   "شریف"



    تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 16:10 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    " قبر نوین بسازم بهر خود "

    گوری بهر خود مهیا کنم ،چه زیبا گور

    گوری وسیع فراخ ،روشن وچه پرنور

    روشنی لازم است ، زتاریکی بیزارم

    چه وقتی مردم،و چه الان که  بیدارم

    قبرخود را بسازم ، گوری  بس نوین

    آرامگهی که لنگه اش ،نباشدبرزمین

    بسازم گورخود را فراخ  با زرق و برق

    گوری، باکل گورهای موجودعالم، فرق

    قبرمن ازدرون زیبا کنم نه از بیرون

    داخلش تزئین کنم ،خارجش  ویرون

    قبری مدرن وفراخ وکامل،ازهرنظرشیک

    درشان مردن تا که آرام بخوابد، مرد نیک

    جانمایی کنم با وسواس وبا امکانات کامل

    بربلندای کوهی یا باغی ویاکه جنب ساحل

    مناقصه برگزار تاهر طرح وایده گپ که بگیرم

    بررسی ،برنده اعلام،قبل ترزان شب که بمیرم

    گورمن باید، طرح اش به نوعی گوری دگرباشد

    اطرافش چمن ،درونش دلنوازو زیرش فنرباشد

    به هرسمتش گذارم ورودی وبر هریک زیبا دری

    راحت کنم  بهر آنکس که خواهد زند  اینجا سری

    وظیفه من ،بهرحضورتان دایما انتظار است

    استقبال شایسته ازشما برایم کلی افتخاراست

    بیایید،انصاف نباشد،اینگونه سرپا منتظرشود

    باحضورشما،"شریف" ازشادی  منفجرشود

                                             " شریف "



    تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 12:11 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |
     " تقدیم به سلطان دلم "

    دل به دلبر ، گر دهی دلبر شوی

    سر به پایش گر نهی سرور شوی

    گر درین دریا درآیی سوی ما

    گرچه خوش باشی ولی خوشتر شوی

    رو فنا شو ،تابقا یابی تمام

    خاک شو در راه او تا زر شوی

    می بنوش و جام می رابوسه ده

    گر زمانی همدم ساغر شوی

    تا ابد گر کار تو عالی شود

    سعی می فرما کز آن برتر شوی

    عقل را بگذار و رو دیوانه شو

    تا چو مجنون عاقلی دیگر شوی



    تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 | 2:52 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |
    تاریخ ایران (خلاصه تر از خلاصه )


    در قسمت های قبل ،سلسله های حکومتی ایران تا  پایان حکومت های  کوچک  محلی  و
    ملوک الطوایفی که پس از انقراض ایلخانان مغول در نقاط  مختلف  تشکیل  گردیده  بود ،
    بیان گردید.  اینک از حکومت های معاصر، از صفویه به بعد  ادامه میدهم.:
    صفویان :ازخانقاه به کاخ
    سلسله صفویه(1501  -1736 میلادی) توسط اسماعیل صفوی بنیان نهاده شد. او
    فرزند شیخ حیدررییس خانقاه ورهبر صوفیان  بود که مدتی در شهر استخرزندانی
    بود .از زندان گریخت وبه اردبیل رفت وبه همراه  7 تن از قزلباشان که به اهل
    اختصاص شهرت داشتند به خانقاه شیخ صفی پناه آوردند اما بدلیل تعقیب او از
    طرف دشمنانش از اردبیل فرارکرد وبه حکمران لاهیجان پناه برد. او مجددا به
    اردبیل بازگشت ونیروی قزلباش تشکیل داد. قبایلی که هسته اصلی نیروهای
    قزلباش  را تشکیل میدادند عبارتند از: تکلو - روملو - شاملو - استاجلو - افشار
    - ذوالقدر.

    اسماعیل پس از آن که پیشوای قزلباش شد به شهرشروان لشکر کشید وفرمانروای
    آق قویونلو را کشت ودر سال 907  در تبریز تاجگذاری کرد ودر اولین اقدامش
    مذهب شیعه را بعنوان مذهب رسمی ایران اعلام کرد.
    حاکمیت 235 ساله شامل سه دوره متفاوت بوده است:
    1- مرحله گذار یا دوره تغییرات وامتحان:ازشاه اسماعیل تاشاه عباس اول.
    2- دوره اقتدار وشکوفایی که تنها به شاه عباس اول مربوط میگردد.
    3- دوره فروپاشی  وانحطاط ازشاه صفی تا سلطان حسین
    پادشاهی تهماسب مقارن شد با آشوب وجنگ در ایران. زیرا در خردسالی  به
    سلطنت رسید و سران قزلباش فرصت را مغتنم شمرده وعملا زمام اداره کشور
    بدست گرفته بودند وازطرفی همسایگان به مرزهای میتاختند.
    تهماسب جهت در امان ماندن از حملات عثمانی پایتخت را از تبریز به قزوین
    منتقل کرد وبا سران متمرد قزلباش به جنگ پرداخت.
    در زمان شاه عباس اول پایه تشکیل یک ارتش منظم ودوره دیده دایمی ریخته شد.
    وی  پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد.
    شاه صفی مردی خونریز وسفاک بود وهمین موضوع  نارضایتی شدید مردم و
    حتی به دستگاه حکومتی  صفوی نیز کشیده شد.وی براثر افراط در نوشیدن مشروب
    ومصرف تریاک جان سپرد.
    بعد از او صفوی مسیر سقوط را طی میکردوشاه سلطان حسین با  اعمالش انقراض
    را تسریع کرد وشورش ونارضایتی سراسری شد. که مهمترین آن شورش محمود
    افغان بود که آخرین شاه صفوی تاب مقاومت نیاورد وبه دست خودش تاج را بر
    سرمحمود افغان گذاشت وتومار صفویان بدست خودشان پیچیده شد.
    افشاریان :شهریاران جنگاور
    سلسله افشاریان ( 1736 -1796 میلادی ) توسط نادرشاه افشار تاسیس گردید.
    با انقراض صفویان و بی لیاقتی شاه جبون که به دست خود تاج شاهی را برسر
    محمودافغان گذاشت وافغانها بر ایران مسلط شده و سرنوشت مردم به دستشان
    افتاد. بامرگ محمود ،اشرف افغان جانشین او شد.
    نادر که در جنگ با افغانها ،درایت وشجاعت بسیاری از خود نشان داده بود
    وحمله متجاوزان را دفع کرده بود.اوخراسان را مجدد فتح کرد وافغانها را
    شکست داده و اصفهان راتصرف کرده وبا عثمانی ها جنگ کرد و آنان را
    شکست داده و زمینه فرمانروایی خود فراهم کرد.
    پادشاهی نادر، جالبترین ومنحصربفردترین نوع به قدرت رسیدن شاه بود.
    نادر این شهریار لایق را شورای مغان که متشکل از: سران قبایل وایل ،
    فرماندهان نظامی روحانیون ومعتمدان تشکیل شده بود را به پادشاهی
    اتخاب کرد که بی نظیر بود.

    نادر پس ازانتخاب به پادشاهی ،روسها وعثمانی ها را از کشور بیرون انداخت و
    به هندوستان لشکرکشی کرد وغنایم بسیاری به چنگ آورد ودر منطقه کلات مخفی
    نمود. نادر دراواخر عمر تعادل روانی خود را از دست ونسبت به همه چیزبدگمان
    شده وبا فرماندهان خود سختگیری زیاد می کردومالیات سنگینی بر مردم تحمیل
    کرد.تااینکه بایک نقشه قبلی درناحیه خبوشان یا قچان به قتل رسید.
    پایتخت دولت افشاریان شهر مشهد بوده است.
    با فرصت کوتاه افشاریان به آبادانی کشور ورونق ادبیات همت گماشت و به
    سبک های ادبی توجه وتوسعه داد.پس از مرگ نادر بین جانشینانش درگیری
    شدید بوجود آمد ومهمترینش یکی از سردارانش بنام احمد خان ابدالی درقندهار
    خود را شاه نامید واولین جرقه جدایی افغانستان از ایرن زده شد. شاهرخ خان
    آخرین شاه افشاری بود که درمشهد به حکومت رسید وعاقبت با شورش های
    متوالی سرنگون وحکومت افشاریام نیز منقرض شد.افشاریان جمعا  60 سال
    حکومت کردند وشاهان آنها شامل:نادرشاه - عادلشاه - ابرهیم شاه وشاهرخ شاه

    میباشند.افشاریان طی 2مرحله حکومت کردند: اول 11سال ودوم: 49 سال.
    زندیان : جنگاوران جسور
    زندیان ( 1760 - 1794 میلادی ) توسط کریمخان زند تاسیس گردید. او ازایل
    زند بود که اصالتا ساکن لرستان بودند.نادر این قبیله را به خراسان تبعید کرد که
    با مرگ نادر به زادگاهش برگشت ودر اولین اقدام شهر همدان را تصرف کرد.
    اوبا دعوت علی مردان خان رئیس ایل بختیاری به آنجا رفته وبا ابوالفتح خان به
    جنگ پرداخت واورا شکست داده واصفهان را متصرف شد وبه شهرت رسید.
    زندگی پادشاهی کریم خان به دو دوره جنگهای متعدد وپی دری بامتمردان و
    مرحله دوم سکونت درشیراز در اواخر عمرش، که درشیراز درگذشت.
    بامرگ کریمخان بین جانشینان او طبق رسم شاهان جنگ ودرگیری درگرفت.
    دراین فاصله آقامحمد خان که از اسارت زند گریخته بودحمله به قلمرو زند
    را شروع کرد وبا خیانت حاج ابرهیم کلانتر ،لطفعلی خان زند به اسارت
    آقامحد خان درآمد واورا کور کرد وعاقبت درسال 1209درتهران به قتل
    رسید وبا مرگ ش  سلسله زندیان منقرض شد.
    پایتخت زندیه شهر شیراز بود وشاهان زند حمعا 8 نفر به نامهای : کریمخان
    - زکیخان -ابوالفتح خان - صادق خان - علی مرادخان -جعفرخان -مرادخان
    ولطفعلی خان زند
    که آخرین شاه سلسله زندبوده است.
    قاجاریه : سلسله ای نالایق بی کفایت

    قاجاریه (1796 - 1925 میلادی) که توسط آقامحمدخان پایه گذاری گردید.
    آقامحمدخان فرزند محمدحسن خان کلانتر بود که پدرش ثوسط کریمخان بقتل رسیدا
    وخودش در7سالگی به اسرت گرفته شد که با مرک کریمخان از اسارت گریخت و
    به کمک افراد ایل خود وخیانت ابراهیم کلانتر شاهزاده زند را بقل رساند ودستور داد
    20هزارجفت چشم مردم کرمان بدلیل حمایت از شاهزاده زنددرآورند.
    درزمان فتحعلی شاه درگیری قدرتهای جهان برسر تسلط برجهان منجمله ایران که
    شاهراه جهان ودروازه ورود به هندوستان.منجربه جنگها ومعاهدهای مختلف که
    همه بنوعی به ضرر ایرا ن تمام شد.
    روسیه با هدف رسیدن به هندوستان وتصرف شمال ودسترسی به آبهای آزاد وخلیج
    فارس ،دوجنگ را بر ایرانتحمیل ودوقراردادننگین که خاک مارا ضمیمه  روسیه
    کرد.درزمان ناصرالدین وبا صدارت امیرکبیر که دارای توان ودرایت بود اقدامات
    خوبی بعمل آورد مثل احداث دارالفنون وتاسیس روزنامه سطح آگاهی مردم عوض کرد
    فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین به امضا رسید وقانون اساسی نیز نوشتند.
    بامرگ مظفرالدین شاه ،فرزندش شاه شد اوظاهرا طرفدارمشروطه بود ولی  باطنی
    مستبد وخودکامه داشت حتی متمم قانون اساسی نیز با اکراه واصرار امضا کرد.
    بدستور محمدعلی شاه قاجار وبه فرماندهی لیاخوف روسی مجلس را به توپ بست.
    آخرین شاه قاجار،احمدشاه بود که درسن 12 سالگی شاه شد وسپس عضدالملک
    نایب السلطنه ومحمدولی خان تنکابنی نخست وزیر شد. هنوز چندی از تاجگذاری
    احمدشاه نگذشته بود که جنگ اول جهانی شعله ورشد.
    پایتخت سلسله قاجاریه بترتیب دوشهر ساری و تهران بوده است. آنها مدت 129
    سال حکومت کردند.شاهان قاجارتعدادشان  7 نفر بوده که به ترتیب: آقامحمدخان
    - فتحعلی شاه - محمدشاه - ناصرالدین شاه - مظفرالدین شاه - محمدعلی شاه -
    احمدشاه قاجار.

    سلسله قاجار با کودتای 1299 رضاخان قدرت را از دست داد .با انحلال سلطنت
    قاجار توسط مجلس شورای ملی در9 آبان 1304 ، رضاخان بنام رضاشاه کبیر بر
    تخت سلطنت جلوس کرد واوشد پایه گذار سلسله پهلوی.


    سلسله پهلوی : آخرین سلسله شاهنشاهی ایران

    سلسله پهلوی( 1925 - 1979 میلادی )توسط رضا شاه بنیان نهاده شد. رضاشاه

    که ازاهالی آلاشت مازندران بود وفرماندهی قزاق را بعهده داشت واو با کودتای

    1299 قدرت رابعنوان وزیرجنگ بدست گرفت وبا انحلال سلسله قاجار توسط

    مجلس شورای ملی در 9 آبان 1304 رضاخان بنام رضاشاه پهلوی برتخت سلطنت

    نشست. وی پس از به قدرت رسیدن بسیاری از وزرا وسفرا و وابستگان قاجار را

    درقدرت حفظ کرد و به نوعی با خود همگام ساخت. رضاشاه دردوران حکومت

    خود در اداره مملکت نظمی نوین را برقرار کرد وسبک ملوک الطوایفی دوران

    قاجار را ازبین برد.او اقدامات موثری درنوسازی وپیشرفت کشور انجام داد. او

    پروژه بزرگ وملی راه آهن سراسری را انجام داد وگمرکات را فعال نمود.

    سیاست کشف حجاب اجباری مخالفت های زیادی برایش درپی داشت. با شروع

    جنگ جهانی دوم واشغال ایران علیرغم اعلام بی طرفی درجنگ، رضاشاه از

    سلطنت خلع ویا به نوعی استعفا داد وپسرش محمدرضا که ولیعهد بود بجایش بر

    تخت سلطنت نشست.رضاشاه به جزیره موریس تبعید وسپس به آفریقای جنوبی

    ودرهمانجا درگذشت. دراوایل حکومت محمدرضا آزادی های سیاسی برقراربود.

    ومحافل روشنفکری وآزادیخواهی فعال بودند که نهضت ملی شدن نفت نتیجه همین

    آزادی بود.نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکترمحمد مصدق در29 اسفند 1329

    به نتیجه رسید ودست دولت انگلیس از منابع نفت کشورکوتاه گردید ومصدق در1330

    نخست وزیرشد که بدلیل اختلاف باشاه درسال 31 شاه مصدق را برکنار واحمدقوام

    بجایش نخست وزیرکرد که این موضوع با تظاهرات مردمی وبنام "قیام سی تیر"

    معروف وشاه مجددا مصدق را نخست وزیر کرد نخست وزیری مصدق باعث فعال

    شدن نهضت وجنبش های ملی گردید وشاه ازکشور خارج گردید وبا کودتای نظامی

    در28مرداد1332 دولت مصدق سقوط ومحاکمه ومحکوم گردید وشاه مجددا به

    کشوربرگشت.ازاین تاریخ به بعد نفوذ انگلیس کمرنگ ودولت امریکا فعال صحنه

    سیاسی ایران شد.دیکتاتوری شاه شدیدتر وآزادی های سیاسی واجتماعی محدود گردید.

    همین خفقان منجر به فعالیتهای آزادیخواهانه ملت ایران شد واین مبارزات ادامه داشت

    تا سرانجام با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری آیت الله خمینی در22 بهمن 1357

    حکومت پهلوی منقرض گردید.سلسله پهلوی مدت 54 سال برایران حکومت کرد.



    تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین 1393 | 8:34 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

     " چرا اینگونه باشد "

    چرا اینگونه خون دل از دیده روان شد

    چرا پشتم ز غم، خم چون کمان شد

    چرا صبرم زدل، هوشم ز سر رفت

    چرا اینهمه هذیان از زبانم در رفت

    چرا پایم ز رفتن خسته و باز مانده

    چرا فرسنگها ز من، ماه ناز مانده

    چرا باید درد فراق، دردی گران باشد

    چرا دیده بیخواب، غصه بیکران باشد

    چرا پشتم ز هجرش،یکباره خم گشت

    چراچشمم بی فروغ،نورش کم گشت

    کجا رفت، ندیدم نازنین ماه تابان

    کجا رفت،ماه ناز ازکنارم شتابان

    در این دنیا مرا یک دل بود آشیان

    بغیراو چه دارم در زمین و آسمان

    اگر همینم نبوده لایق،مرگی بده آسان

    شریف است منتظر،اجل گیرد به دامان

                                                                                 "شریف"



    تاريخ : سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 | 20:11 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |


    تاریخ ایران (خلاصه تر از خلاصه)

    در سه قسمت گذشته تا سلسله دیلمیان (آل بویه)شرح داده شد.
    اینک با 3 سلسله ای که ریشه ترک تبار داشته و4 سلسله محلی
    ادامه داده و سعی خواهم کرد با فشردگی بیشتری بررسی گردد.

    غزنویان :سلسله ترک تبار
    سلسله غزنویان (963 - 1187 م) یک حکومت ترک تبار مسلمان درخاورمیانه وآسیای
    میانه بود که بعنوان مروج اسلام مورد تائید خلافت عباسی نیز بود.
    پایه گذاری این سلسله ازفتح غزنین به دست البتکین آغاز گردید. وی از سرداران ترک
    حکومت سامانیان بود وزمانی که راهی غزنین شد سامانیان درضعیف ترین دوران خود
    بود که همین موضوع باعث گردید او پایه یک حکومت جدید بگذارد. غزنین نام ولایتی
    کوهستانی در دامنه کوههای سلیمان درافغانستان کنونی است.
    بزرگترین پادشاه این سلسله بدون شک ،سلطان محمودغزنوی می باشد که مدت 32
    سال خکومت کرد. دراین دوره شعروادبیات فارسی رونق چشمگیری یافت وشعرایی
    چون:فردوسی، عنصری، فرخی در همین دوره درخشیدند. او لشکرکشی های زیادی
    کرد ازجمله 16بار به هند حمله کرد وغنایم بسیاری آورد که مهمترین آن بت سومنات
    وغنایم آن معبد بود. پایتخت غزنویان شهر غزنین بوده واین سلسله  224 سال حاکم
    بود.سلاطین غزنوی 19 نفر بودند که عباتند از: ابراهیم البتکین - ناصرسبکتکبن -
    اسماعیل سبکتکین -سلطان محمود - محمد - مسعود -مودود - مسعوددوم - عباس -
    عبدالرشید - طغرل - فرخزاد -ابراهیم - شیرزاد - ارسلان - بهرام - خسرو -و
    خسروملک آخرین پادشاه غزنویان بود.
    سلسله غزنوی با قتل خسروملک که قدرتش محدود به لاهورشده بود،منقرض شد.

    سلجوقیان : سلاجقه ترک بار 


    سلجوقیان (1037 - 1194) توسط طغرل بیک تاسیس گردید. ترکمان سلجوقی در
    اواخر سامانیان به ماوراءالنهر آمده ومسلمان شدند.
    این طایفه ترک به ریاست سلجوق بن ذقاق با ورودشان خدمات ارزشمندی را به
    سامانیان کردند. با مرگ سلجوق پسرش میکائیل رئیس قبیله شد. او دارای 3 فرزند
    بنام های بیغو و چغزی و طغرل نام داشتند . در عهد غزنویان به تابعیت آنان درآمده
    وکم کم بر قدرت و اعتبار وشوکت شان افزوده شد و سرانجام بین دو خاندان جنگ
    درگرفت وسرانجام  با پیروزی طغرل بیگ ، سلجوقیان مرو وماوراءالنهر را در
    اختیار گرفتند وبدین ترتیب سلسله سلجوقی بنیان نهادند وبسرعت به گسترش و
    توسعه حوزه حاکمیت خود پرداختند وتا بغداد نیز پیش رفتند.
    در زمامداری الب ارسلان وملکشاه وسعت سرزمین شان به محدوده ساسانیان
    رسید ودولتی مقتدر شدند. آنان به فرهنگ وادبیات فارسی علاقه زیادی داشتند.
    خواجه نظام الملک از وزیران مقتدری بود که مدارس نظامیه را در شهرهای
    مختلف پایه گذاشت. طغرل برخود نام اسلامی رکن الدین ابوطالب محمد برگزید.
    پایتخت سلجوقیان شهرهای نیشابور وری واصفهان در مقاطع مختلف بوده است.
    سلجوقیان به مدت  157 سال بر ایران حکومت کردند.
    سلجوقیان دارای  17  نفر پادشاه شامل : طغرل اول - الب ارسلان - ملکشاه اول
    - محموداول - برکبارق - ملکشاه دوم -محمدیکم - سلطان سنجر - محمود دوم -
    داود - طغرل دوم - مسعود - ملکشاه سوم - محمد دوم - سلیمان شاه - ارسلان و
    طغرل سوم میباشند.
    با مرگ ملکشاه درمیان خاندان سلجوقی اختلاف افتاد وشعبه های  مختلفی  شامل:
    سلاجقه بزرگ - سلاجقه کرمان - سلاجقه شام وسلاجقه عراق وسلاجقه روم با
    استقلال در مناطق خود حکومت کردند ودرسال  1187 م. سلجوقیان منقرض شد.

    خوارزمشاهیان : سلسله ای که با مغول جانانه جنگید.


    خوارزمشاهیان(1077-1231 م) این حکومت بوسیله  انوشکین غرچه  تاسیس گردید.
    اوغلامی گرجستانی بود که با استعداد وکفایتی که از خود نشان داد دردستگاه سلجوقی
    به سرعت حیرت انگیزی ترفی کرد و به مقامات عالی رسید وسرانجام  نیز به امارت
    خوارزم رسید.
    انوشتکین که طشتدار ملکشاه سلجوقی بود از جانب وی به حکومت خوارزم منصوب
    وبه خوارزمشاه ملقب گردید.خوارزم نام پیشین خیوه امروزی است.
    پایتخت خوارزمشاهیان : کهنه گرگانج  و سمرقند و غزنین و تبریز بوده است.

    زمانی  که  مغولان با طوایف  بیابان گرد اتحاد  ایجاد  می کردند و برای حرکت بسوی 
    ماوراءالنهرآماده می شدند.
    پادشاهان خوارزمشاهی نظامیانی دلیر وجسور بودند که درمقابل حملات وحشیانه و
    جنایت های این قوم وحشی ایستادند اما خیانت های بسیاری علیه سرداران خوارزمی
    زمینه ساز شکست ایران واستیلای مغول شد. اگرچه آنان که خیانت کردند  بخوبی
    مغولان حق شان کف دستشان گذاشتند.
    مقابله سلطان جلال الدین خوارزمشاه ، این تندیس دلاوری و استقامت با مغولان
    تاریخ ساز شد. حتی مغولان زمانی که رشادت های این سردار لایق را دیدند
    لب به تحسین او گشودند. اگرچه عاقبت جان را به پای این رشادت گذاشت.
    معروف است که مغولان با کینه ای که از او داشتند از خشم استخوان جسد
    وی را سوزاندند. چندین ماه پس از مرگ او باز هم از نام این بزرگمرد لرزه
    براندام لشکریان مول می افتاد. اگر سلاطین بغداد خیانت نمی کردند مغول
    هیچگاه تا این حد ویرانی ببار نمی آورد.
    با مرگ سلطان جلال الدین سلسله خوارزمشاهیان نیز توسط مغول منقرض
    گردید. شاهان سلسله خوارزمشاهیان  7 نفر بودند بنامهای : قطب الدین محمد
    - علاءالدین آتسز - ایل ارسلان - جلال الدین - علاء الدین تکش - علاء الدین
    محمد و  سلطان جلال الدین منکبرنی آخرین شاه این سلسله بوده است. 
    این سلسله جمعا  154  سال بر ایران حکومت کردند.

    ایلخانان:مغولانی غارتگر و جنایتکار تاریخ

    ایلخانان مغول ( 1256 - 1335 م ) تجاوزگران غارتگری بودند که گذاشتن نام سلسله
    شاهنشاهی ایران، جفایی بزرگ درحق  کشورعزیزمان و خیانت به خون بنا حق ریخته
    شده هموطنان عزیزی که طعمه این جلادان بیرحم شدند. طی 79 سال استیلای این  قوم
    وحشی برمملکت بغیرازویرانی وغارت وسوزاندن  چیز دیگری را به ارمغان نیاوردند.
      مقرجنایت شان شهرهای تبریز و مراغه وسلطانیه قرار داده  بودند .
    به همین اندازه  بسنده  می کنم. زیرا خواندن قتل عام وغارت کشورروحیه رامی شکند.
    حکومت ایلخانان مغول که درسال 1256  میلادی با  قتل و غارت و ویرانی آغاز شده
    بود ،درسال 1335 میلادی در اثر فساد  بیش ازحد و اختلافات  شدید  داخلی  منقرض
    و جای آن را حکومت های  متعدد  محلی و ملوک  الطوایفی  گرفت.

    حکومت های ملوک الطوایفی  وکوچک محلی


    حد فاصل انقراض ایلخانان (1335 م)  تا  سال 1370 میلادی که ایران مورد تاخت وتاز

    محلی متعدد بودیم ،منجمله چوپانیان در آذربایجان و آل مظفر در فارس و آل جلایر در
    عراق عجم  وسربداران درسبزوار بودیم. به دلیل کم اهمیت بودن چنین حکومت هایی
    درجغرافیای ایران و رعایت اختصار تنها به تاریخ  وحاکمان هرکدام اشاره می شود.
    چوپانیان  ( 1335 - 1357 میلادی ) که درآذربایجان تشکیل گردید. پایتخت خود را
    تبریز قرار دادند. حاکمان آن شیخ حسن و ملک اشرف بونددکه22سال حکومت کردند.
    مظفریان ( 1335 -1393 میلادی ) که توسط شاه شجاع تاسیس و پایتخت آن یزد بود.
    درمناطق یزد وفارس وخوزستان و کرمان حاکمیت داشتند.آنان 58 سال حکومت کرده
    ودیگر حاکمان عبات بودند از:شاه محمود - عمادالدین - نصرت الدین شاه یحیی - شاه
    شجاع - زین العابدین شجاع و شاه منصور بوده اند.
    جلایریان ( 1336 - 1422 میلادی ) توسط شیخ حسن بزرگ در تبریز تاسیس شد.
    مدت 96 سال حاکم بوده وحاکمان آن شامل: شیخ حسن بزرگ - شیخ اویس بهادرخان
    - جلال الدین حسین - یاث الدین و شاه محمود بوده اند.
    سربداران ( 1337 - 1393 میلادی ) درسبزوار تاسیس گردید که حاکمانش :
    شیخ خلیفه مازندرانی وخواجه یحیی کرابی بودند که مدت 39 سال حکومت کردند.
    تیموریان (1370 - 1507 میلادی ) توسط امیرتیمور گورگانی  درسمرقند تاسیس
    گردید. تیمورلنگ نیز همچون چنگیز قتل وغارت بسیاری برایرانیان مرتکب شد .
    تفاوت تیمور با چنگیز در این بود که چنگیز مردی وحشی وکافر بود درصورتی که
    تیمور داعیه مسلمانی نیز داشت وقتل وارت خود را لوای دینی میداد.
    تیموریان  137 سال حکومت کردند که حاکمان تیموری 10 نفر بوده که شامل :امیر
    تیمورلنگ - خلیل سلطان - شاهرخ - الغ بیک - عبدالله میرزا - بابر تیموری -
    ابوسعید - سلطان احمد - سلطان محمود - سلطان حسن بایقرا بوده اند.
    قراقویونلو ( 1406 - 1468 میلادی)  توسط قرا محمد در تبریز تاسیس گردید.
    آنان 62 سال حکومت کردند وحاکمان آنها عبارتند از: قرا محمد - قرا یوسف -
    قرا اسکندر - جهانشاه  وحسن علی جهانشاه بوده اند.
    آق قویونلو ( 1468 - 1508 میلادی ) توسط قره عثمان در تبریز پایه گذاری شد.
    آنان مدت 40 سال حکومت کردند که حاکمان شامل : قره عثمان - حمزه - نورالدین
    علی - اوزون حسن - سلطان خلیل ویعقوب بوده اند.

    ادامه در قسمت 5

    تاريخ : سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 | 6:14 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    عقل سرگشته

    عقل ما در کوی عشق تو ، سرگشته

    چو گدایی که در پی تو ، دربدر گشته

    خبری یافته ،گر ز میخانه خماران دل

    زان خبر ،چنین مست وبی خبر گشته

    دیده ، تا نقش خیال تو را دیده

    اشک،باران زدوش آسمانی درنظرگشته

    مه را هاله ام،چو پرگار گرد نقطه دل

    مه را ناز جان بوده ام تا به سحرگشته

    از می و ساغر و جام با خبر باشد

    هر که چون ما یکی شد زسفربرگشته

    ساغر، ما که مدام می ناب مینوشیم

    گرمی مه، که لاجرم حال ما دگر گشته

    سید ومیر، هرکه  گشته غلام  مه ما

    ناز شریف و همه جای  معتبر  گشته



    تاريخ : یکشنبه هفدهم فروردین 1393 | 18:17 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    تاریخ ایران (خلاصه تر از خلاصه ) قسمت3

    درقسمت های  قبل، سلسله های اساطیری  کهن و دوران  باستان و شاهنشاهی تا

    سقوط ساسانی توسط مسلمانان بیان شد. درادامه سلسله  حکومت های ایران بعد

     ازاسلام تا دوره معاصربررسی اجمالی  نموده وسپس اشاره ای به قراردادهای

    ننگینی که منجر به جدایی  مناطقی از پیکره ایران نیز می گردد.

    ایران در عصر خلافت امویان و عباسیان

    در حدفاصل سال های 651 م. (انقراض ساسانیان) تا 868  م.(تاسیس صفاریان)

    بالغ بر 200 سال هیچگونه سلسله حکومتی ایرانی درسرزمین ایران  نبوده  است.

    درتمامی دوره 89 ساله خلافت امویان و بخشی ازخلافت عباسیان  که برایران تسلط

    داشتند،ایران را به مثابه یک امارت یا ایالتی ازخلافت  خود میپنداشتند و برایش والی

    تعیین  مینمودند.حتی  سرسلسله های  صفاریان،آل بویه وچندین سردارایرانی دراصل

    والیان وسرداران خلیفه  بودند که  بعدها ازاطاعت خلفای  عباسی سرباززده واعلام

    دولت مستقل نمودند.

    طاهریان : اولین سلسله ایرانی بعد از اسلام

    طاهریان ،بعنوان اولین سلسله  پادشاهی ایرانی بعد از اسلام  توسط  یکی  ازسرداران 

    بزرگ خلفای بنی عباس بنام طاهرذوالیمینین در سال 206 هجری.قمری  بنیان  نهاده

    شد. طاهر که والی خراسان بود در همان سال در خراسان ،استقلال خود را ازمامون

    خلیفه عباسی اعلام نمود. پایتخت حکومت طاهریان شهر نیشابور بوده است. پادشاهان

    این سلسله جمعا  6 نفر بوده که عبارتند از:طاهرذوالیمینین - طلحه بن طاهر- علی

    بن طاهر - عبدالله بن طاهر - طاهر بن عبدالله - محمد بن طاهربن عبدالله .

    حکومت  متزلزل  طاهریان 53 سال دوام آورد و درسال 259  هجری  قمری  توسط

    یعقوب لیث صفاری که از سال  247 درسیستان سلسله مستقل صفاریان را ایجاد کرده

    بود منقرض شد.

    صفاریان : سلسله ای  همزمان با سلسله دیگر

    صفاریان (868 - 1002 میلادی) از دودمان های  ایرانی  که  فرمانروایی  بخشی

    ازایران را دراختیار داشت ،توسط  " یعقوب لیث صفاری"   بنیان گذاری شد. وی  که

    خود را ازنوادگان ساسانی  می دانست که  پس از حمله اعراب  مسلمان  به  سیستان

    مهاجرت کرده بودند.

    یعقوب لیث صفاری  مردی عیار و جوانمردی  اهل  سیستان  بود. او پس از تشکیل

    حکومت خود ،ابتدا به کرمان وشیراز حمله کرد و آنجا را تسخیرکردوبعد خراسان

    را فتح وحکومت  طاهریان را نابود  کرد. او سپس به  تبرستان رفت و در جنگ از

    علویان  طبرستان شکست خورده  وعقب نشینی  کرد.

    صفاریان  پایتخت  خود را  زرنج  (زرنگ )  انتخاب  کردند. آرزوی  یعقوب  لیث

    این بود که روزی  بنی عباس را سرنگون کند  که لشگری نیز فراهم وبه بغداد حمله

    کرد که در آن جنگ  شکست  خورد. برای باردوم  نیز لشکری  مهیا  کرد که  بطور

    ناگهانی بیمار شد که چند روز بعد  وفات  کرد. پس از برادرش عمرو  به  حکومت

    رسید. در اوج اقتدار صفاریان، سلسله دیگری بنام  سامانیان درحوالی  ماوراء النهر

    شکل گرفت.پادشاهان صفاری  6 نفر بوده ،به نام های : یعقوب  لیث - عمرولیث -

    طاهربن محمد - لیث بن علی - احمد بن محمدخلف - خلف بن احمد که در مجموع

    134  سال حکومت کردند.با توسعه قدرت سامانیان منجر به انقراض صفاریان شد.


    سامانیان : سلسله مروج  فرهنگ و ادبیات فارسی

    سلسله سامانیان (875- 999 م) نیزهمچون طاهریان وصفاریان همزمان با سلسله

    دیگر دربخشی ازایران تاسیس گردید. نصربن احمد   موسس  این سلسله می باشد.

    او درسال 261 هجری از طرف مامون به حکومت ماوراء النهر منصوب گردید.

    خاندان سامانی  اگر چه  در ظاهر تحت  انقیاد  خلفای  عباسی  قرار داشتند اما  در

    سرزمین های تحت حاکمیت خود با استقلال تام حکومت می کردند.

    سامانیان ،اولین  حکومت  پس از اسلام  بود که  به  ترویج و نشر فرهنگ و ادبیات

    فارسی همت گماشت و در این دوره شعرا و اندیشمندان از اعتبار ویژه دردستگاه

    سامانیان برخوردارشدند. امیر اسماعیل سامانی  متصرفات طاهریان و صفاریان

    وعلویان به قلمرو سامانی افزوده شد ودر دوره نصر دوم این حکومت به حداکثر

    وسعت خود رسید.

    در همین زمان  حکومت های  محلی  دیگری  نیز همزمان  تشکیل  گردیده  بود  که

    دیلمیان (آل بویه ) و زیاریان عمده ترین آنها بودند.

    پایتخت سامانیان شهر بخارا بود و آنها  124 سال حکومت کردند.

    پادشاهان سامانی  9 نفر بوده اند که عبارت بود از : اسماعیل بن احمد - احمد بن

    اسماعیل - نصر بن احمد - نوح بن نصر - عبدالملک بن نوح - منصور بن نوح -

    نوح بن منصور - منصور بن نوح - عبدالملک بن نوح ، آخرین شاه سامانی بود.


    زیاریان (آل زیار) سلسه کوچک ومحلی

    سلسله زیاریان (928 -1043 م) حکومتی محلی  بود که توسط مرادویچ بنیان

    نهاده شد وازسال 316 تا 441 هجری قمری به مدت 115 سال دربخش هایی

    ازمرکز وغرب ایران و به ویژه در گرگان و ری حاکمیت داشتند .

    پایتخت زیاریان شهر گرگان بوده و حاکمان آن شامل 6 نفر به نام های : مراد

    ویچ زیاری - وشمگیر - بیستون وشمگیر - قابوس وشمگیر - منوچهرقابوس

    و انوشیروان منوچهر بوده اند.


    آل بویه (دیلمیان ) سلسله حاکمان شمال-چنوب

    سلسله آل بویه یا دیلمیان (934 - 1055 م) توسط عمادالدوله دیلمی تاسیس گردید.

    خاندان آل بویه اصالتا اهل گیلان بودند. سه تن ازفرزندان آل بویه که  گویا به شغل

    ماهیگیری درگیلان مشغول  بودند،به خدمت امرای آل زیار در آمدند. البته درآنجا

    مورد حمایت  ماکان کاکی  بودند که بعدها مورد حمایت  مرادویچ نیز قرار گرفتند.

    غلامان  ترک ازترس غلامان دیلمی  خلفای  بغداد که  پیشرفت های برادران بویه

    را می دیذند  به صلاحدید  برخی  وزرا من جمله  ابن مقله با آنان از در مماشات

    وارد شدند و حتی  القاب  خاصی نیز به آنان  داد. القابی  همچون: عمادالدوله  و

    عضدالدوله به آنها تقدیم شد که زمینه را برای جدایی واعلام استقلال فراهم شود.

    علی (عمادالدوله) وحسن(رکن الدوله) واحمد(معزالدله) دیلمی موسسان سلسله

    آل بویه اگرچه ابتدا تحت نفوذ خلفای عباسی بودند اما خیلی زود با تسخیر بغداد،

    مستکفی، خلیفه وقت را خلع نمودند و "مطیع " را بجایش  به خلافت نشاندند.

    آل بویه  پایتخت  خود را شهر شیراز قرار دادند. آنان به  مدت 121 سال حکومت

    کردند.که پادشاهان اصلی :علی بن بویه عمادالدوله و فناخسروبن حق عضدالدوله

    و ابوعلی رکن الدوله  ومعزالدوله بودند. ضمن اینکه به سبب اختلافات داخلی در

    نقاط مختلف ایران مثل: کرمان،ری، اصفهان، عراق وخوزستان و جاهای  دیگر

    شعب مختلف تشکیل وزمینه انقراض آل بویه را فراهم و منقرض گردید.



    تاريخ : یکشنبه هفدهم فروردین 1393 | 10:50 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    تاریخ ایران (خلاصه تر ازخلاصه)

    درقسمت 1 ازمقدمه تاریخ  تا سلسله  سلوکیان  بصورت فشرده  مطرح  گردید.

    در اینجا جمع بندی موارد قبل را بهمراه  خلاصه ترین  خلاصه ای از خلاصه

    بصورت  چکیده  ارائه خواهم  کرد، که  اگر بعللی در این  شیوه  کار وقفه ای

    بوجود  آمد، این را بعنوان  حداقلی، دراختیار باشد.

    سلسه های حکومتی در ایران را اینگونه قالب بندی می نمایم.

    1- سلسله های اساطیری و افسانه ای شامل: پیشدادیان و کیانیان.

    2- سلسله های دوران باستان شامل: نیاایلامی و ایلامی و منائیان.

    3- سلسله های شاهنشاهی شامل: ماد وهخامنشیان و سلوکیان

    و اشکانیان و ساسانیان.

    4- سلسله های بعداز اسلام شامل: امویان و عباسیان و زیاریان و

    صفاریان و آل بویه و سامانیان و غزنویان و سلجوقیان و خوارزمشاهیان

    و ایلخانان و چوپانیان و مظفریان و جلایریان و سربداران و تیموریان و

    قراقویونلو و آق قویونلو .

    5- سلسله های معاصر شامل: صفویان و افشاریان و زندیان و قاجاریان

    و پهلوی.

    6- انقراض شاهنشاهی و حاکمیت جمهوری اسلامی بر ایران.

    اشکانیان : حکومتی مقتدر

    سلسله  اشکانیان  (247قبل ازمیلاد تا 224 میلادی)  توسط  اشک اول (ارشک)

    بنیان نهاده شد. اشکانیان ازتیره ایرانی  پارت و از عشایر سکاهای  باختری  ایالت

    پارت که شامل:خراسان امروزی است،برخاستند. پارتیان جزو حوزه پهله  بودند.

    اشکانیان 498 سال حکومت کردند. پایتخت اشکانی تیسفون وسپس دامغان بود.

    دین رسمی  زرتشتی  وزبان  رسمی  پارتی میانه  بود. محدوده قدرت اشکانیان :

    ازشمال به ترکستان و جنوب به  کویرنمک وسیستان وازشرق به رود  تجن  واز

    غرب  به  دامغان وسواحل  شرقی  خزر می رسید  که این  جغرافیای  قدرت در

    اوج  اقتدار اشکانیان  تغییر چشمگیری کرد، به  نحوی که  ازشمال به  کوه های

    قفقاز وازجنوب به خلیج فارس واز شرق  به سلسله  جبال  هندوکش و ازغرب

    به رود فرات توسعه یافت. سلسله اشکانی از 12 پادشاه  که عبارت بودند از:

    اشک اول ،تیردادیکم ،اردوان اول، فربایت، فرهاد اول، مهرداد اول، فرهاد

    دوم، اردوان دوم، مهرداد  دوم، گودرز اول، ارد  یکم و سیناتروک   تشکیل

    می شده است. قدرت  دولت  اشکانی به  دلیل  جنگهای  متعدد  با  رومیان و بر

    اثر اختلافات  داخلی  به  تدریج  رو به  افول  نهاد  وعاقبت با استفاده ازهمین

    مشکلات  و نارضایتی  عمومی ،اردشیر بابکان  قیام کرد و با  تسخیر مناطق

    تحت  سلطه  اشکانیان این  سلسه را منقرض کرد و با تاجگذاری عملا سلسله

    جدیدی  بنام " ساسانیان " را بنیان  نهاد.

    ساسانیان : سلسله قدرت نمایی موبدان

    سلسله شاهنشاهی ساسانی را اردشیر بابکان یکی از نوادگان ساسان پایه گذاری

    کرد.دراین سلسله برخلاف دوران اشکانی و هخامنشی ، دین زردتشتی  نفوذی

    وسیع و گسترده در ارکان اداری و سیستم اداره کشور گردید. از آنجا  که  دین

    زردشت دین رسمی کشور اعلام  شده  بود، نسبت به  پیروان سایر ادیان  شدت

    عمل وسخت گیری های بیشتری اعمال می شد و آنان به حاشیه رانده شدند.

    درسلسله ساسانی برخلاف هخامنشی که آزادی را مظهر بقای خود می دانستند،

    نظام طبقاتی را حاکم کردند که از ورود طبقه ای به طبقه دیگر غیر ممکن شده

    بود، مثلا فردی از طبقه دهقانان ، درصورت داشتن لیاقت فراوان در فنون

    نظامی، امکان ورود به طبقه افسران (جنگاوران) را نداشت که همین اندیشه

    موجب گردید، صاحبان قدرت در ظلم وتعدی نسبت به  طبقات  پایین تر حد و

    مرزی را نشناسند،اگرچه در دوره انوشیروان دادگر تلاش زیادی  شد تا  در

    امور ،اصلاحاتی صورت پذیرد واقداماتی  نیز بعمل آمد اما  چندان تغییری

    در وضعیت طبقات پایین جامعه پیش نیامد.

    در دوره ساسانی دو  دین  جدید در ایران  پدید آمد که  بانیان هر دو دین  کشته

    شدند و پیروان آنها نیز با شدت سرکوب شدند.

    " مانی " آورنده  دین اول بود که در سال 276 میلادی  توسط  بهرام  کشته شد

    " مزدک " نیز که آئین اشتراکی  پدید  آورده بود در سال  528 میلادی  توسط

    قباد اول به طرز فجیعی به قتل رسید و پیروانش نیز قتل عام گردیدند.

    دردوره ساسانی بیشترین جنگ های  ایران و روم  صورت گرفت که منجر به

    تغییرات زیادی در سرحدات غربی وشمال غرب ایرن گردید.

    ساسانیان دارای بیشترین شاهان در سلسله های حاکم بر ایران بوده اند و با 38

    نفر رکورد دارند که عبارتند از: اردشیربابکان-شاهپوراول -هرمزاول -بهرام

    اول -بهرام دوم -بهرام سوم -نرسی -هرمزدوم -آذر نرسی -شاپوردوم -اردشیر

    دوم -شاپورسوم -بهرام چهارم -یزدگرداول -بهرام پنجم(گور) -یزدگرددوم

    -هرمزسوم -پیروزاول -بلاش - قباداول -جاماسب -قباداول(دوباره) -خسرو

    اول(انوشیروان دادگر) -هرمزجهارم -بهرام ششم -خسرودوم(خسروپرویز)

    -قباد دوم -اردشیرسوم - شهربراز - خسروسوم - جوانشیر - پوراندخت -

    گشتاسب بنده - آذرمی دخت - هرمز پنجم - خسرو چهارم - پیروز دوم -

    خسروپنجم  و یزدگردسوم آخرین پادشاه ساسانی.

    به قدرت رسیدن یزدگردسوم مصادف شده بود باظهور اسلام و موج گسترش

    آن به خارج از شبه جزیره عربستان ، در پی  آن چهار جنگ در: قادسیه

    (635میلادی) ومداین (637میلادی) وجلولا (637میلادی) و نهاوند

    (642 میلادی) روی داد که در هرچهار جنگ قوای ساسانی از مسلمانان

    شکست خورده وبه تدریج سراسر ایران به تصرف مسلمانان درآمد وبا

    قتل یزدگردسوم درسال 651 میلادی در نزدیکی مرو سلسله پادشاهی

    ساسانی منقرض گردید.     ادامه درقسمت سوم




    تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393 | 22:27 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    تاریخ ایران ( خلاصه تر از خلاصه )

    طبق  قولی که  داده ام تا آنجا که امکان پذیر بوده، مطالب را به  حدی  خلاصه  شده ارائه  نمودم. 

    تا  حجم  کمتری  داشته  باشد. یعنی  خلاصه  سرفصل های  تاریخی  و نمای کلی  حکمرانان  بیان

    کرده ام.  موارد را به چند بخش  تقسیم و هرکدام  به صورت  مجزا  خواهد  آمد.. 

    لطفا ابهامات  و اشکالات  را شماره گذاری و   ازطریق  ایمیل  مطرح  نمایید.

    مقدمه تاریخ و سابقه حاکمیت

    نخستین نشانه های حضور انسان در سرزمین ایران، مربوط به دست افزارهای

    باقیمانده از دوره " پارینه سنگی " می باشد که  100000 سال از

    ساخت آنها می گذرد.

    آثاربدست آمده از اکتشافات باستانی ،سابقه مدنیت در ایران را بالغ بر 7000

    سال نشان می دهد. قبایلی که خود را آریایی، که درزبان خودشان معنای"شریف"

    و "نجیب" را می دهد، در اواخر هزاره دوم  قبل از میلاد  به "فلات ایران"

      سرازیر شدند. آریایی ها یا آرین ها،ازجمله اقوام هند واروپائی محسوب می شوند

    که ازحدود 5000 سال قبل قرارگاه های خود رادرآسیای مرکزی وشمال کوههای

    قفقاز را ترک کرده واز دو مسیر شرقی وغربی وارد سرزمین ایران شدند.

    طوایف مختلف آریایی دارای سه گروه عمده بودند که عبارتند از:

    1- پارت ها ، که در شمال شرقی ایران مستقر شدند.

    2- مادها ، که در شمال غربی ایران مستقر شدند.

    3- پارس ها ، که در جنوب غربی ایران مستقر شدند. 

    تمدن های سرزمین ایران قبل ازآریایی ها عبارتنداز:شهرسوخته(سیستان)-ایلام

    (خوزستان) - جیرفت (کرمان ) - تپه سیک (کاشان ) - اورارنو(آذربایجان )

    - تپه گبان (نهاوند ) - کاسی ها (کرمانشاه ولرستان ) - تبرستان (مازندران ).

    قبل از آریایی ها ،آثارکشف شده نشان می دهد که تمدن ایلام(عیلام) اولین حاکمیت

    درسرزمین ایران بوده است. اما برطبق افسانه ها، حکومت پیشدادیان اولین ساسله

    پادشاهی محسوب می گردد که توسط کیومرث بنیان نهاده شد وپس ازاو به ترتیب

    هوشنگ، طهمورث، جمشید، ضحاک، فریدون، منوچهر، نوذر،افراسیاب،زو و

    گرشاسب سلطنت کردند.برهمین اساس پس ازپیشدادیان، کیانیان به قدرت رسیدند

    کیقباد موسس سلسله کیانیان بوده که بعدازاو به ترتیب کاووس،کیخسرو،لهراسب

    ،گشتاسب،بهمن،همای،داراب ودارا سلطنت کردند.

    ماد : اولین سلسله شاهنشاهی آریایی

    مادها نخستین سلسله آریایی را درحدود 700سال قبل ازمیلاد مسیح  تشکیل دادند.

    حکومت ماد (678-550 ق.م ) توسط دیااکو پایه گذاری شد که مدت 128 سال

    باقی ماند که دراوج عظمت خود برتمام ایران، بخش هایی از افغانستان،پاکستان،

    ترکمنستان، ارمنستان، ترکیه، سوریه وعراق امروزی تسلط داشت.

    پایتخت ماد، هگمتانه یا اکباتان (همدان امروز) بوده و ازآئین کهن پیروی می کرد

    و زبان رسمی نیز،زبان مادی بود. پس از دیاکو(745-675) که 52 سال حاکم

    بود به ترتیب : فرورتیش(675-653) - خشتریته(625-653) - هووخشتره

    (625-585) - ایشتوویگو(550-585) آخرین پادشاه ماد که ازکوروش

    شکست خورد وحکومت ماد منقرض وهخامنشیان جایش را گرفت.

    هخامنشیان : مقتدرترین امپراتوری جهان

    هخامنشیان (550-330 ق.م)  توسط  کوروش کبیر پایه گذاری شد. کوروش یکی

    یکی ازتاثیرگذارترین مردان تاریخ است. اونخستین منشور حقوق بشر رابه جهان

    عرضه کرد.او اقدامات انسانی زیادی را انجام  داد  که  معروفترین آنها، پایان  دادن

    به  "اسارت بابلی" بود  که  یهودیان را درزمان  بخت النصراز فلسطین به  اسارت

    گرفته بودند و به  بابل  منتقل و در آنجا زندانی  بودند، توسط کوروش کبیرآزاد وبه

    وطن شان  برگرداند. رفتار انسانی کوروش  با مردم  سرزمین های  تحت  انقیاد

    هخامنشیان  از چنان  معروفیتی  برخورداربود که نه تنها درکتاب مقدس یهودیان

    ازوی  به  نیکی  یاد شده  بلکه بر اساس برخی  تفاسیرنامش درقران کتاب مقدس

    مسلمانان نیز با عنوان "ذوالقرنین " (صاحب دوشاخ) آمده است.

    پایتخت  هخامنشیان  "پاسارگاد"  بود وزبان رسمی  "پارسی باستان "  و از دین

    "زرتشتی "  تبعیت می کردند.

    هخامنشیان  بزرگترین و پهناورترین امپراتوری  جهان به  حدود رودسند  تا

    دانوب در اروپا و از آسیای  میانه تا  شمال آفریقا  امتداد  داشت. جمعیتی 

    حدود  49  میلیون نفر ازجمعیت  112 میلیون نفری جهان در حوزه خود

    داشت.هخامنشیان  به مدت 220  سال برایران حکومت کردند وطی این مدت

    13 پادشاه برسرقدرت بودند. که پس از کوروش به ترتیب پسرش کمبوجیه و

    سپس:بردیای دروغین(گوماته مغ)، داریوش بزرگ، خشایارشاه،اردشیراول،

    خشایارشای دوم،سغدیانوس، داریوش دوم،اردشیرسوم، ارشک، داریوش سوم

    به پادشاهی رسیدند.

    سرانجام سلسله هخامنشیان درمقابل حمله اسکندرمقدونی تاب مقاومت نیاورد وپس

    ازچند جنگ پی درپی طی سالهای 334 تا 330 ق.میلاد سراسرایران به تصرف

    اسکندر درآمد و داریوش سوم  توسط   "سبوس"  والی  بلخ به  قتل رسید و سلسله

    هخامنشیان منقرض و با مرگ  اسکندراداره  ایران  بدست یکی ازسردارانش  بنام

    "سلوکوس نیکاتور" افتاد و او سلسله یونانی تبار سلوکیان راپایه گذاری که 63 سال

    بر ایران حاکم شدند که بعدها توسط اشکانیان منقرض گردیند.             ادامه درقسمت 2



    تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393 | 2:29 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    می گریزم تا بیابم تو را

     

    می گریزم ،

    از این دریا و موجش

    از این گرما و اوجش

    می گریزم، برای مدتی

        ... شاید بیابم... شاید

    واز ساحل و از ماهی ها که میرقصن در نور ماه

    می روم سوی راهی دور

                            دور .دور در دوردست ها...

    آنجا که می روید در جلگه ها..... بنفشه وزنبق سرخ،

    علفزاری از خاطره                  پشت آن کوه.

    آری. می رسم در آن سوی کوه

    آب می نوازد گوشم را

    زیر آبشار بلندش

    رویائی

         چون گیسوان تو

    موج وشکنش می فریبد..... دل را

    زیر آب

    بمانم

        تا خنک کند استخوان سوخته ام

    ازفراق تو     ازدوریت  شعله ور

    آتشی در دل    تا بیابم تو را    تا بیابم

    آسودگی را

    آسوده   آسوده با تو

                                   "شریف"



    تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 16:23 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    دوستی بهانه ای شد تا یاد کنم شمال را


    ای شمال ،سرزمین عشق و باران و جنگل آشنا

    بامردمانی نیک باصفا، رویای ابدی هستند بهر ما

    عشق آن نیکان، همچو عشق جانان،جانم در گرو

    با هر تلنگری لرزد دل، پروازم می دهد سویت یهو

    گر غریبی یا که دوستی از آن خطه بر ما رسید

    پلک نزده باچشمان باز،دل سوی شما پرکشید

    عشق ولطف ومحبت زین مردمان دیدم بسی

    درگذشت وعشق بالاتر از شما ندیدم کسی

    مرور آن شیرین خاطرات دارم روز وشب

    در اینجا جایگزین کرده ام زیتون با رطب

    جای شمال باجنوب تغییر دهم با طرحی جدید

    شمال رویایی خود را زودی، در جنوب آرم پدید

    خدایا: یادگاران را یاد وبا آنان دوست و یار باش

    خدایا: شمال و مردمان لاهیجان را نگهدارباش



    تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 12:50 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

     "حکایت لطیف"

    گویند :

    فقیهی را دختری بود به غایت زشت روی و نازیبا چهره .

    که آن دختر وقت ازدواجش رسیده و داشت می گذشت.

    تلاش پدر برای یافتن شوهری برای دختر، علیرغم فراهم

    بودن جهازی کامل و نعمت افزون، به نتیجه نمی رسید.

    فی الجمله به حکم ضرورت ، بناچار عقد نکاحش را با

    مرد نابینائی بستند.

    آورده اند : در آن زمان حکیمی از ملک سراندیب آمده

    بود که دیده نابینا را روشن همی کرد.

    فقیه را گفتند که: چرا داماد خود را علاج نمی کنی ؟

    گفت که: ترسم که اگر بینا شود،دخترم را طلاق دهد.



    تاريخ : پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 | 21:22 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    "حکایت لطیف"

    گویند که :

    دانشمندی در مجلسی می نشست وهر روز به مردم موعظه

    می کرد. شخصی در آن مجلس بود که هر روز با صدای بلند

    می گریست.

    روزی دانشمند  گفت که : سخنان  من در دل این  شخص اثر

    فراوان می کند و از این سبب است که اینگونه گریه میکند.

    دیگران، آن شخص را گفتند:  چرا  سخنان  این  دانشمند  در

    دل ما اثر نمی کند،تو چگونه  دلی داری که  چنین می گریی.

    او  گفت : من  بر سخن  دانشمند  نمی گریم ، بلکه  من  یک

    بز زیبای خانگی  پرورده  بودم و او را بسیار دوست داشتم،

    چون آن بزمن پیر  شد، روزی  بمرد. هر گاه  دانشمند سخن

    می گوید و ریش او  می جنبد، من آن بز پیرم  بیادم  می آید،

    زیرا  که  بز من  نیز چون او ریش  دراز داشت. و این  است

    " دلیل  اصلی  گریه هر  روز من  در مجلس  دانشمند ".



    تاريخ : پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 | 16:15 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    "حکایت لطیف"

    شخصی پیش یک نویسنده ای رفت و گفت :

    خطی برایم بنویس.

    نویسنده جواب داد :

    پایم درد می کند.

    آن شخص گفت : من که نمی خواهم تورا بفرستم به جائی

    که چنین عذر و بهانه ای را می آوری.

    نویسنده گفت : بله .حرف شما درست وصحیح است.

    لیکن ، هرگاه برای کسی خط می نویسم، طلبیده

    می شوم برای خواندن آن خط .

    زیرا که شخص دیگری توان خواندن خط مرا ندارد.



    تاريخ : پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 | 13:50 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |
    میخواهم بمیرم...شاید!!!


    امروز از اون روزهاست...

    دلگیر. م انگیز. دلهره آفرین...

    که آدم دلش میخواهد بمیرد...

    مردنی از سر آرامش ورضایت....

    مردنی نه از استیصال و نومیدی...

    مردنی از سر دلیل محکمه پسند....

    مردنی که دیگر نیازاری حضرت دوست...

    فعلا:

    در حال بررسی هستم که آیا واقعا میخواهم بمیرم...

    اگر به جمع بندی درست و قانع کننده ای رسیدم...

    با دلایل کافی ومحکم اطلاع رسانی خواهم کرد...

    بهر حضور... نوش جان .پلو.... شربت..حلوا... بموقع .تا فرصت سوزی نشود.



    تاريخ : پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 | 13:31 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |

    تعطیلی ...... تعطیل        کارکن ...... کار

    عزیزانم: عید ما و تعطیلی سرآمد و امروز هم سیزده بدر

    آرزویم: شادی فراوان و دربه در بشه نحسی خاک برسر

    برفته عید و تعطیلی،شده وضعیت کارما عادی

    هرچه معنویت نصیب،مهمانداری باهزینه مادی 

    مهیا گشته شرایط برکار و تلاشت همی باز

    فراموش کن،آن آواز و کوبیدن برطبل وساز

    پرتوان وباروحیه،کارباید کرد،همچون تراکتور

    همت عالی،تکریم ارباب رجوع،نیک وفراخور

    رفتار نیکوی توراست،ارباب رجوعت را کافی

    حتم داشته باش،نیازی نیست برکار اضافی

    در را به روی سستی و خمودگی در کار ببند

    همکاران را الگوباش،وبر مشکلات دایم بخند

    تو الگوباش، تا به رخ نکشند،شرقی چشم تنگ

    که این الگو برهرایرانی سنگین و بود بدتر زننگ

    درگذر تاریخ،جهان رادایما ما فرهنگ ساخته ایم 

    بر روزگار ما چه آمده،که خود فرهنگ باخته ایم

    گویند: مفید کار ما در روز هست، کمتر ز ساعت

    بفرما،اینرا کجای دل گذارم،تاآب نشم ازخجالت

    هرآن کس کو ندارد توان و گشته از کار خسته

    همان به،دهد استعفاء ویاکند خودرابازنشسته

    عزیزان،موعظه تعطیل! آمدم پایین ز منبر

    یادآوری بود،ورنه الگویید وخوشبو ز عنبر

    شریف، اصل را درکارها می داند، شرافت

    بهر خوشنامی و وجدان کار است، کفایت

    شاد باشید و شادان می سپارم شما را بخدا

    دوستی ها نیک، عشق ها با دوام ،جانم فدا 

                                   " شریف "




    تاريخ : چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 | 15:46 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |
    " هدیه ای ارزشمند...... از دوستی ارزشمندتر "

    " متشکرم وسپاسگذار از لطف شما دوست خوبم "

    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



    تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 | 12:44 | نویسنده : سیدمحمد بنی هاشمی |
    .: Weblog Themes By VatanSkin :.